» شرح زیارت امین الله
» صبر در مصیبتها و بلاها
» لبیک یا حسین لیاقت می خواهد:
» دلم گرفته از کسانی که جهل را جانشین عقا کرده اند.
» اطلاع رسانی
درباره ما

lمقالات در موضوعات دینی و پرورشی
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
» فضیلت استغفار(استغفرالله ربی و اتوب الیه)
» درسهایی از پیامبر اسلام (ص) از کتاب حکمتهای پیامبر(ص)
» فتنه و آزمایش الهی
» شناخت امام
» انواع گناه
» حجاب
» کار خیر
» استادجوادی آملی-حق الله
» لباس شهرت
» پیام رجبعلی خیاط
» سه دستور از ایت الله قاضی وایت الله بهجت(ره)
» بدترین امت
» پیامهای عاشورا
» صلوات
» دفاع از ولی فقیه در زمان غیبت کبری
» امت رسول خدا چه کسانی هستند؟
» نماز
» رعب و وحشت دشمنان از نگاه رهبر (مدظله)
» اهداف دشمن از نگاه رهبر(مد ظله)
» شیوه های دشمن در مبارزه با نظام اسلامی
» نکته اخلاقی و آموزشی
» ماه جمادی الاول ماه شناخت فاطمه(س)
» تولدحضرت ز ینب کبری (س)مبارک
» خلفای راشدین
» اسم گذاری حضرت رسول (ص)
» درختکاری و ثواب آن
» معنای الله اکبر
» دوستی اهل بیت
» معنای زیارت
» صلوات
» شرک اصغر
» مقام معرفت
» شناخت ملائک
» مفلس کیست؟
» ظهور امام زمان
» زیارت معصوم
» عزّت خداوند به انسان
» قنوت
» ذکر
» لیلة الرغائب
» معنای ام داوود
» اعتکاف
» تعریف صحیح اسلام با گفتن یا علی
» براستی کلمه ولی در قرآن به چه معناست
» رستگاری
» انتظار یعنی چه؟
» قضا وقدر
» مصیبت و بلا
» تهجد شبانه
» مراقبت از دین
» خواص قرائت سوره یس
» از عمر خود استفاده نمایید!
» درخت علم محمّد و آل محمّد(درخت بهشتی)
» لیلة القدر
» شناخت احکام
» جوانی و شناخت این مرحله
» دعا
» خود شناسی خداشناسی است
» ایکاش اسلام را فدای خواستهای نفسانی خود نمی کردیم.
» حجاب از ضروریات دین
» دنیای مجازی
» غرورچیست؟
» دعای فرج
» علی کیست؟
» عید غدیر اکملت دینکم
» محرم
» مباهله چیست؟
» چرا امام حسین اهل بیت را با خود به کربلا برد؟
» زنان در جبهه حسینی چکار می کردند؟
» عاشورا چیست؟
» خودشناسی
» ماه صفر
» راه پیمایی اربعین
» انتخاب راه و طریق
» لعن دشمنان اسلام
» توبه
» خدا ناظر اعمال
» عید الزهراء
» پاسخ به سوال
» تحمل امورات
» مراقبت از دین
» معرفت خدا
» چگونه دعا کنیم؟
» lمبارزه با نفس
» امر به معروف
» آرزو
» شخصیت زن
» قم - حضرت معصومه
» ایمان چیست؟
» دعا از جنود عقل است:
» کرامتهای انسانی
» شخصیت همسران
» رایطه گناه با بیماریهای ناشناخته عصر جدید چیست؟
» گفتنیها در نماز:
» شرف زنان از دیدگاه رسول خدا (ص)
» ایام سوگواری حضرت زهرا(س)
» راه رفتن روی قبر:
» وصف بهشت:
» آثار مخرب شک در انسان
» مستصف فکری
» چرا امام حسن صلح کرد؟ چرا امام حسین قیام کرد؟
» شناخت یهود ونصاری
» چرا قبر فاطمه مخفی است؟
» فدک چیست و ارتباط آن با اشک های حضرت زهرا (س)چه بود؟
» صلوات مخصوص حضرت زهرا(س)
» حجاب از دیدگاه امام علی(ع)
» دفاع از ولی فقیه
» نهی از پیروی شیطان
» شیطان بر چه کسانی مسلط می شود؟
» ماه رجب
» نماز بر طرف کننده وسواس
» معنای هفت در جهنم !
» ذکر دوری از وسواس
» وسواس نوعی جهل است!
» کتابخوانی
» کتابخوانی جهان علوم از آن جدا نشوید
» منتظران مهدی(ع) بدانند
» شرایط انتخاب اصلح
» نماز شب
» روزه ماه رمضان
» وسیله یعنی چه؟
» نیاز انسان به دعا
» آموختن علم
» قمه زنی
» جهاد با نفس
» یاد جانبازان
» از باطل گریزان باش
» دوری از خرافات
» لباس سیاه در عزاداری
» واقعه حرّه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» <-tagname-> (<-tagcount->),
شرح زیارت امین الله
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در چهارشنبه هجدهم مهر 1397 | بدون نظر

شرح زیارت امین اله - فاطمه پورشفیع -برای دریافت فایل به پیام رسان سروش مراجعه نمایی -کانال پورشفیع - dajmohkam@

مقددمه :بر شناخت زیارت امین الله: امام حجّت خدا بر مردم است . قول و فعل او برای امّت حجت است .امام حقّ ، هادی مردم است و شناخت امام و حجّت الهی یک تکلیف است . بدون امامت ،اعمال مسلمانان پذیرفته نیست. 1- زیارت امین الله, زیارتی است که امیر عابدان و سید و سالار پرستشگران، امام زین العابدین (علیه السلام) در اوج عرفان، خطاب به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آن را انشاء فرموده و از بهترین زیارتنامه هاست و امام باقر (علیه السلام) فرمودند: می توان آن را در تمام زیارتگاه های ائمه (علیهم السلام) خواند. این زیارتنامه دربردارنده معارف بلند و مسائل اخلاقی والایی است که در قالب دعا انسان را ترغیب می کند تا به این کمالات متصف شود. ٢. زیارت امین الله, زیارتی است در اوج اعتبار؛ هم از جهت سند و هم از حیث متن و محتوا، که جابر بن عبدالله انصاری آن را از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند. ٣. زیارت امین الله، زیارتی است که گرچه خطاب به امیر مؤمنان (علیه السلام) از دو لب مبارک زین العابدین (علیه السلام) برآمده؛ اما می توان با آن، در همه روضه های مقدس، سر بر آستان های بلند و ملکوتی سایید و این سرود عرفانی را سر داد و در موجی از دریای معرفت و معنویت غوطه زد. ۴. زیارت امین الله, زیارتی است که زائر با دو سلام بر ولی خدا، صاحب ولایت مطلقه محمّدیه (صلی الله علیه و آله) که به منزله کلیدهای ورود به دریای معرفت است، از طریق باب ولایت، به دریای موّاج معرفت حق پا می گذارد و دیری نمی پاید که خود را در آغوش لطف حق می یابد و والاترین خواسته های ماورایی را از خدا طلب می کند. ۵. زیارت امین الله, زیارتی عرفانی است که گرچه مخاطب نخست آن، علی (علیه السلام) است، اما در این زیارت، از آن بزرگوار جز با لقب «امیرالمؤمنین» که لقب ویژه و نشان برجسته اوست، یاد نمی شود(این لقب از طرف خدا بر علی(ع) در روز عید غدیر برزبان حضرت رسول(ص)جاری شد- «مشاهده مطلب در خطبه غدیر») ؛ زیرا به حقیقت و به طور مطلق، کسی جز او امیر مؤمنان نیست و اطلاق این لقب بر دیگران از حاکمان و زمامداران مسلمانان، استعمال لفظ در معنایی بوده که برای آن وضع نشده است. ۶. زیارت امین الله, زیارتی است که احتمالا پیش از آشکار شدن قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) و زمانی که نجف جز نیزاری در نزدیکی کوفه و آن قبر مطهر, جز تپه ای پوشیده از نی و علف نبوده، صادر شده است. پیش از آن که قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) آشکار شود و ضریح و بارگاهی بر آن برافراشته گردد، آهوان نیزاز نزدیک کوفه که جولانگاه صیادان آن سرزمین، به ویژه صیادان بغداد بوده، از شرّ آنان به تپه ای انباشته از نی پناه می آورده اند و شکارچیان از این تپه رازآلود به شگفت آمده و شاید با پرسش از کهنسال ترین مردمان آن سامان، به رمزگشایی از آن می پرداخته اند. ٧. امام خمینی (ره) در مدت چهارده سال اقامت در نجف اشرف، هر شب برای زیارت حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) به حرم مطهر مشرف می شدند و روبه روی صورت و محل دو انگشت حضرت امیر می ایستادند و زیارت امین الله را می خواندند(محمد حسن رحیمیان- در سایه آفتاب(یاد ها و یادداشتهایی از زندگی امام خمینی ص2) ٨. آیت الله العظمی بهجت (رحمه الله) فرموده اند: همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهمّ است. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السّلام بشمرید. حضرت علیه السّلام می دانند. مبالغه در دعاها نکنید. زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السّلام به کسی فرمودند که از بعضی گریه ها ناراحت هستم(رضا باقی زاده –برگی از دفتر آفتاب ص13) ٩. هدف از آفرینش انسان , جز بندگی و معرفت حق تعالی - که انسان با رسیدن به آن, به مقام والای خلیفة اللهی نایل می شود - چیز دیگری نیست. خداوند تبارک و تعالی برای دست یابی انسان به این مقام والا، وسایلی را مقرر فرموده تا با چنگ زدن و عمل نمودن به آنها، استعدادهای خود را به فعلیت برساند و این مهم، جز با متابعت از انبیا و اولیای او ممکن نیست. ١٠. اطاعت از انبیا و اولیا و تبعیت از ایشان، اطاعت خداوند متعال است: مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّی فَمَا أَرْسَلْنَاک عَلَیهِمْ حَفِیظًا؛(نساء80)هر کس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده ایم. 11- سرّ سفارش های فراوان به زیارت ائمه (علیهم السلام) این است که زیارت, یکی از راه های ابراز محبت به ایشان و مایه نزدیکی زائر به خداوند متعال و هدف آفرینش می باشد و در حقیقت، با زیارت ایشان می خواهیم آنها را الگوی خود در سیر و سلوک به سوی کمال نهایی قرار دهیم. 12- اين زيارت از جهت سند و متن و معنا بسيار عالي است، در كتب معتبر نقل شده است و به مواظبت آن تأكيد شده است. بسياري از بزرگان آن را ترجمه يا شرح كرده اند. اين زيارت شريفه، هم از زيارات مطلقه محسوب مي شود و هم از زيارات مخصوصة روز عيد غدير و هم از زيارات جامعه كه در جميع روضات مقدسه ائمه ـ عليه السلام ـ خوانده مي شود.این زیارت را علامه مجلسی از جهت سند از صحیح ترین زیارات می داند. 13- انوار امامان و معصومین: در روایت واثلة بْن اَسقَع نیز آمده است که گوید: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمود: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ وَ بَلَغْتُ سِدْرَةَ الْمُنْتَهَی نَادَانِی جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّیک سَیدِی قَالَ إِنِّی مَا أَرْسَلْتُ نَبِیاً فَانْقَضَتْ أَیامُهُ إِلَّا أَقَامَ بِالْأَمْرِ مِنْ بَعْدِهِ وَصِیهُ فَاجْعَلْ عَلِی بْنَ أَبِی طَالِبٍ الْإِمَامَ وَ الْوَصِی بَعْدَک فَإِنِّی خَلَقْتُکمَا مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ وَ خَلَقْتُ الْأَئِمَّةَ الرَّاشِدِینَ مِنْ أَنْوَارِکمَا أَ تُحِبُّ أَنْ تَرَاهُمْ یا مُحَمَّدُ قُلْتُ نَعَمْ یا رَبِّ قَالَ ارْفَعْ رَأْسَک فَرَفَعْتُ رَأْسِی فَإِذَا أَنَا بِأَنْوَارِ الْأَئِمَّةِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ نُوراً قُلْتُ یا رَبِّ أَنْوَارُ مَنْ هِی قَالَ أَنْوَارُ الْأَئِمَّةِ بَعْدَک أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ( علی بن محمد خزاز قمی، کفایةالأثر, ص ١١٠؛ مجلسی، بحارالأنوار , ج ٣۶ , ص ٣٢٣.) هنگامی که مرا به آسمان بردند و به درخت سدرة المنتهی رسیدم، پروردگار من - جلّ جلاله - به من ندا کرد و فرمود: ای محمد! عرض کردم: لبیک ای سید من! فرمود: من هیچ پیغمبری را نفرستادم که روزگارش سپری شود، مگر این که پس از او وصیش به امر امامت قیام کرده و تو پس از خود علی بن ابی طالب را امام و وصی خود قرار ده؛ زیرا من، تو و او را از نور واحدی آفریدم و امامان راهنما را از نور شما دو نفر آفریدم. ای محمد! آیا می خواهی آنها را ببینی؟ عرض کردم: آری پروردگارا! فرمود: سر بلند کن (و ببین) پس سرم را بلند کردم؛ ناگاه انوار امامان دوازده گانه بعد از خود را دیدم. عرض کردم: بار پروردگارا! اینها انوار کیست؟ فرمود: انوار امامان امین و معصوم پس از توست. علت نا مگذاری زیارت امین الله: امین در نقطه مقابل خائن است . یعنی کسی که در امانت خیانت نکرده و مورد اطمینان و اعتماد مردم است – پیامبر(ص) هم امین وحی و مورد اعتماد خداوند وهم امین برای مردم بود. "عبد الله بن جندب می گوید: حضرت رضا(ع) برایم نوشت: حضرت محمّد (ص) امین خدا در بین مردم بود پس از در گذشت او،ما اهل بیت ورثه او هستیم پس ما امین های خدا در زمینیم (کلینی – محمد بن یعقوب – کافی ج1 ص223) معنای زیارت: زیارت ، دیدار است. زیارت یعنی ،بر سر تربت یک شهید و یا امام و امامزاده حضور یافتن – دیدار از حرمهای مطهّر و بقاع متبرک – زیارت یعنی زیارت پیامبر(ص) و ائمه(ع) که هم در حال حیاتشان ارزشمند و تأثیر گذار است ،هم پس از رحلت یا شهادتشان سازنده و الهام بخش است – تأکید زیارت نسبت به حضرات معصومین(ع)در بسیاری از منابع- امام صادق(ع) فرمود: "من زارنا فی مماتنا فکانّما زارنا فی حیاتنا "هر کس ما را پس از مرگمان زیارت کند، گویا در حال حیات زیارتمان کرده است .(بحارالانوار ح97ص124) زیارت ائمه(ع) چند وجه دارد: 1- پیروی از راهشان 2- تبعیت از مواضعشان 3- استمرار خطشان 4- تجدید عهد با امامتشان 5- وفاداری به ولایتشان 6- زنده نگاهداشتن نام و یاد و خاطره و فرهنگ و تعالیم آنان امام رضا(ع) فرمود: " إنّ لکلّ امام عهدأ فی عنقُ اولیائه و شیعته و إنّ من تمام الوفاء بالعهد و حُسن الأداء زیارةُ قُبورُهم"(بحارالانوارص116- وسائل الشیعه ج10/346)- (فرهنگ عاشورا –جواد محدثی) برای هر امامی در گردن و بر عهدۀ هواداران و پیروانش عهد و پیمانی است و از جملۀ نشانه ها؛ وفای کامل به این پیمان ، زیارت قبور امامان است. زیارت علاوه بر اثر تربیتی و تزکیه روح و حق شناسی نسبت به اولیای الهی و پیشوایان دینی و توجه به خط صحیح رهبری وولایت ، اثر دیگری نیز دارد . بخاطر یک عمل مثبت و انقلابی که نوعی مبارزه با دستگاههای ستمگر است همچنانکه در زیارت" امین الله " به این مورد اشاره شده است.زیارت وسیلۀ قرب به پروردگار است ، زیارت ائمه(ع) در غربت آنان و همراه با خوف و خطر و دوری راه و همراه با مشقتّها اجر و پاداش بیشتری دارد.(همان) زیارت أئمه (ع) بر دهان یاوه گویان و بی خبران از سنت نبّوی و کج فهمان دور از روح متعالی دین، مشت محکمی می زند.وهابیونی که زیارت را نوعی شرک و بدعت می دانند ؛ غافلند از اینکه مسیر خودشان توأم باشرک و بدعت است.از آن گذشته قابل ذکر است که بسیاری از علماء و بزرگان اهل سنت نیز خودشان اهل زیارت قبول و تبرک جستن به مرقد اولیاء الهی بوده اند. با استناد به منابع حدیثی اهل سنت ، هم مشروعیت زیارت را می توان اثبات کرد. ویژگیهای اهل بیت(ع): 1-طهارت- پیامبر(ص) فرمود: من و علی و حسن و حسن و نُه تن از فرزندان حسین پاک و معصوم هستیم. (کمال الدین ص280 ح28)أنا و علی و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطّهرون معصومون- 2- همتای قرآن (عدلُ القرآن) – حدیث ثقلین -أنا تارکٌ فیکم ققلین اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور – فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به- 3- جانشینان و اوصیای پیامبر(ص)(رجوع به خطبه غدیر) 4- افضلُ الخُلق: برترین مردم 5- اولی الامر"یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی المر منکم(نساء59) 6-اهل الذکر- پیامبر فرمود: ذکر منم و اهل ذکر امامان ازنسل من هستند. (فأسئلوا اهل الذکر )(نحل43)(الکافی ج1 ص210 ح1) 7-أمان اهل الارض- پیامبر(ص) فرمود: اهل بیت من موجب امان زمینیان هستند و هر گاه اهل بیت من بروند ، زمینیان خواهند رفت (فضائل الصحابه لابن حنبل ج2 ص671) 8-معدن الرسالة - اهل بیت خاندان شجرۀ نبوّت و معدن رسالت هستند. 9- خزنةُ علم الله - اهل بیت خزانه داران علم خداوند اند. 10- ورثة علم الانبیاء- اهل بیت وارثان علم پیامبران اند. 11- اعلم الناس- آگاه ترین مردم اند. 12- معدن العلم – معدن علم اند. (با رجوع به زیارت جامعه کبیره بقیه ویژگیهای اهل بیت (ع) را بیاموزید.) وظایف و مسئولیتهای امام: 1- ابلاغ موعظه 2- کوشش در نصیحت 3- احیاء سنت 4- اقامۀ حدود بر کسانی که مستحق آنند. 5- سهم هر کس را از بیت المال پرداختن در زیارت "امین الله" به تمام این موارد اشاره شده است. متن زیارت امین الله امام زین العابدین (علیه السلام) در کنار مضجع امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) ایستاد و گریست و فرمود: السَّلَامُ عَلَیک یا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ سلام برتو ای امانتدار خدا (امین خدا) بر روی زمینش . بررسی واژه سلام: سلام به معنی سلامتی ، امنیّت ، و صلح است که در اسلام برای تحیّت و درود گفتن انتخاب است. در قرآن و روایات بر سلام کردن تأکید گردیده و از مستحبات مؤکد شمرده شده است.پاسخ دادن به سلام برای نمازگزار واجب فوری است – با پاسخ دادن یک نفر از میان جمع، جواب سلام بر دیگران واجب نیست- ائمه اطهار (ع) مطمئنأ و الزامأ جواب سلام زائران را می دهند ولی زائران قادر به شنیدن جواب سلام امام خود نیستند. ایت الله علامه طباطبائی جواب سلام امامش را می شنید. سلام دارای آداب و احکام ویژه بوده و در قرآن و سنت دارای کاربرد های متعددی است. 1-سلام "سلامتی"و سلامتی یعنی بی عیب و بی گزندشدن ،دور شدن از هر نعمتی و بر خورداری از عافیت. 2- نام خداوند متعال "سلام" است چرا که هستی و کمال محض می باشد و هیچ نیستی ، نقص ، حدّ، نیاز و کاستی به او راه ندارد. 3- اسلام را از آن جهت "اسلام" نامیدند که آموزه ها و برنامه هایش از جانب "خداوند سلام" و برای رشد و کمال فرد و جامعه و دورشدن شان از عیبها و نقصهایی می باشد. 4- اسلام به معنای "تسلیم" از آن جهت "اسلام" نامیده شده است که دوری از عیب و نقص ، فقط با ایمان در قلب سلیم ، و تسلیم خداوند سلام محقق می گردد نه با کفر ، شرک، نفاق، و تعلقّات دنیایی و متاع دنیایی. 5-خداوند در قرآن ،سلام می دهند به بندگانش ؛ سلام علی نوح فی العالمین (صافات 75) سلام علی موسی و هارون (صافات 120)- سلام علی المرسلین(صافات 181)- سلام علی آل یس(یس130) بررسی واژه "امین": "امین" در لغت به معنی فاعل و مفعول (آمین- مأمون) هر دو آمده است.أمین درمعنی اسم فاعل است یعنی من به شما ناصح و خیر خواه هستم و مطمئنم که خیر خواهم."إنّی لکم رسولٌ امین" (شعراء 107)یعنی از رسالتم مطمئنم و رسالت من از طرف خدا و رسالت خداست.و اگر در معنی مفعول باشد" و إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ-همانا (آن روز سخت) آنان که متّقی و خداترس بودند مقام امن و امان یابند.(دخان 51) (قاموس قرآن- سید علی اکبر قریشی) کلمۀ "مقام" به معنی محلّ قیام، یعنی محل ثبوت و پابرجائی هر چیز است و بهمین جهت محلّ اقامت را نیز مقام گفته اند. کلمۀ "امین" صفتی از "إئمن" یعنی نرسیدن مکروه و معنای جمله این است پرهیزگاران در روز قیامت در عمل امن – از هرمکروه و و از مطلق ناملایمات ثابت و جایگزینند. .........وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ،(اعراف 65) ومن برای شما ناصح و خیرخواهی امینم. من نسبت به شما و آنچه که شما را بسوی آن می خوانم حیله گر نبوده و نسبت به دین حق خائن نیستم و پیغمبر (ص) خود را امین خواند در برابر دروغگویان. رسول خدا(ص) فرمود:" امّا والله أنّی لَامینٌ فی السماء و أمینٌ فی الارض" (کنز العمال ج11ص457ح32147) به خدا سوگند که من در آسمان ، امین هستم و در زمین نیز امینم. سیرة ابن هشام: کانت قریش تُسمیّ رسول الله(ص) قبل آن ینزلَ علیه الوحی الامین" پس از آنکه به پیامبر(ص) وحی نازل شود قریش به او امین می گفت.(سیرة ابن هشام ج1 ص210) وَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وحجت خدا بر بندگانش. حجت از ریشه حج ، قصد معنی می شود و آن راهی است که منظور پروردگار است. حجت دلیلی است که مقصود را روشن می کند. حجت همان برهان است که در بعضی آیات آمده است . حجت در کلام ائمه(ع) ، اینکه حجت خدا بر خلقش تمام نگردد جز بوجود امام تا شناخته شود.(کافی ج1) امام صادق (ع) فرمود: همانا زمین در هیچ حالی از امام خالی نگردد برای آنکه اگرمؤمنین چیزی (در اصول یا فروع دین) افزودند آنها را بر گرداند و اگر چیزی کم کردند برای آنها تکمیل کند(همان) روايت كمال‌الدين شیخ صدوق ،اين است: «اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ. اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي». رابط میان شناخت نفس و شناخت رسالت پیامبر(ص) و شناخت حجت خدا در این دعا بخوبی نمایان است. اگر حجت خدا را نشناسی پس رسولش را هم نشناختی ووقتی رسول خدا را نشناسی ، فرزندان ایشان(ائمه ع ) را نخواهی شناخت زیرا بعد از خداشناسی و ایمان به رسول خدا ، شناخت حجتهای الهی (ائمه ع ) بر هر کس واجب عینی است ، و اگر اسیر نفس شوی معرفت به کمال نمی رسد و اعتقادات پایه و برهانی نخواهد داشت و کسی که اولیاء دین خود را نشناسد ،امام زمانش را هم نمی شناسد و زمانیکه حجت خدا را ناظر براعمال خود نداند ،ضلالت و گمراهی اسیرش کرده و او را به هلاکت خواهد رساند. ضرورت وجود حجت را می توان از طریق عقل و قرآن و حدیث اثبات کرد. مثلا آیه لیلة القدر نشان می دهد که لیلة القدر تا قیامت باقی است.(کشف الاسرار ج1ص559) "انا انزلناه فى ليله مباركه انا كنا مـنـذريـن-"(دخان 4) كـه مـا آن را در شـبـى مـبـارك نازل كرديم، چون از آغاز خلقت همواره سنت ما بر انذار خلق جريان داشته است. امام باقر(ع) فرمود: ای گروه شیعه ! با خصم خود به سوره "انّا أنزلناه" استدلال و احتجاج کنید که پیروز خواهید شد. بخدا سوگند که این سوره از برای حجت خدای تبارک و تعالی بر خلق بعد از رسول او است . این سوره مدرک دین شما ، نهایت علم شماست. (کافی ج1 ص249) السَّلَامُ عَلَیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ سلام برتو ای امیرالمؤمنین.(در اینجا هر یک از ائمه را که زیارت می کنید می توانید نام او را ببرید) علی پرچم هدایت است (علی رایة الهدی) –(تاریخ دمشق ج42 ص330ح8892)- علی مبارز است – علی مع القران و القرآن مع علی- منش علی غیر از منش مخالفین دین است. علی از تعلقّات دنیا دور است. علی مبارز میدان حق علیه باطل است . علی هر گونه باطل گرائی و منفی بافی و ظلم و جور وستم را محکوم می کند. "علی مع الحق و حق مع علی"- أَشْهَدُ أَنَّک جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ گواهی می دهم که تو در راه خدا جهاد کردی و حق مبارزه را بجا آوردی. جهاد از ریشه ج- ه- د- به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. جهاد سیاسی و فرهنگی و جهاد رزمی و جهاد سازندگی و جهاد دفاعی از موارد آن است. جهاد به معنی تنها جنگ و خونریزی نیست – کوشش و مبارزه در عرصه های گوناگون است. جهاد از فروع دین و از واجبات اسلامی است.جهاد دفاعی در برابر دشمن تجاوزگراست – جهاد ابتدائی همان "قد تبین الرشد من الغی" است . جهادی دعوت گر به اسلام است . جهادی که نابود کننده شرک و کفر است . جهادی که از نظام اسلامی دفاع می کند. جهاد ابتدائی نیاز به اذن فقیه یا معصوم ندارد. بعضی محققین این جهاد را همان جهاد دفاعی می دانند که در زمان معصوم است و بعضی می گویند جهاد ابتدائی مبارزه با کسانی است که با انتشار اسلام مخالفت می کنند و بر علیه اسلام اقدام مخرب دارند. علی(ع) نقل می کند" پیامبر مرا روانه یمن کرد و فرمود: یا علی! اگر کسی را دعوت به اسلام نکرده ای با او بجنگ ، بخدا قسم، اگر خدا یک تن را به دست تو هدایت کند بهتر از چیز هائی است که خورشید بر آن طلوع و غروب کند.(اصول کافی ج1 ص235) وَ عَمِلْتَ بِکتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیهِ صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم وگواهی می دهم که تو به کتاب خدا عمل کردی واز سنّت نبی که درود و سلام خدا بر او و اهلش باد پیروی کردی. تعریف سنت: معانی سنت بسیار است: 1-دوام و استمرار – سنت یعنی ادامه دادن است. به هر چیزی که بصورت دوام و استمرار اتفّاق بیفتد سنت گویند. 2- راه و روش پسندیده – اگر به قید حسنه بکار رود وگرنه با قید سیئه ، سنت ناپسند است. امام باقر(ع)فرمود: هر کس سنت حسنه ای را پایه گذاری کند تمام کسانی که این سنت را بجا می آورند این شخص در ثواب آنها شریک است بدون اینکه از ثواب آن چیزی کم شود. و اگر سنت سیئه را پایه گذاری کند وی در تمام گناهان آنها شریک است بدون اینکه از گناهان آنان چیزی کم شود.گاهی سنت برای خداست (محدث نوری – مستدرک الوسایل ج12 ص229) سنت در اصطلاح معانی مختلف دارد: 1-سنت نزد محدثین – از زمان شافعی تا کنون به مفهوم آثار پیامبر، صحابه ، تابعین ، قول و فعل و تقریر پیامبر اطلاق می شود . در شیعه "قول و فعل و تقریر پیامبر و معصوم" اطلاق دارد.(مظفر- محمد رضا-اصول فقه ج2 ص63) 2-سنت در مقابل بدعت است.بدعت نو آوری در دین است در هر زمان گروهی جاهل به آن اقدام کرده اند بدون پشتوانه نبوتی و امامتی- مثل بدعتهای اهل سنت در برابر تقریر های رسول خدا(ص). 3-سنت گاهی عمل صحابه است در کتب اصحاب حدیث. 4-از زمان احمد بن حنبل این لفظ (اهل سنت)بر گروه اهل سنت ، کم کم شایع و بصورت مطلق بر این گروه گذارده شد و انقدر ادامه یافت تا الفاظ دیگر کنار رفت. 5-سنت به شیوه و منش و رفتار معصوم ناظر است و حدیث ناظر به گفتار معصوم(ع) است. حَتَّی دَعَاک اللَّهُ إِلَی جِوَارِهِ تا اینکه خداوند تو را به جوار خویش دعوت کرد. وَ قَبَضَک إِلَیهِ بِاخْتِیارِهِ وبه اختیار خودش جانت را قبض نمود. وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَک الْحُجَّةَ مَعَ مَا لَک مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَةِ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ و دشمنانت را ملزم کرد به حجت و دلیل ،با آن حجت بالغه که برای تو در برابر همه خلقش است. قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ"(انعام 149) " بگو: خاص خداست دلیل محکم و رسا، اگر می خواست همه شما را هدایت می کرد . "بالغه " نشان می دهد که عقل و نقل وسیله ای از طرف پروردگار است برای ابلاغ به بشر، بدون خطا و اشتباه وبدون اینکه تردید و دو دلی را در افراد ایجاد نماید.حجت بالغه معنای وسیعی در دنیا و هم در آخرت دارد. حجت بالغه در اثبات قول حق و باطل مؤثر است. در امالی شیخ طوسی از امام صادق(ع) نقل شده است (فلله الحجة البالغه)چیست؟ ایشان فرمود: خدش می گوید ، بنده من! آیا می دانستی و گناه کردی!؟ اگر بگوید : اری! می فرماید: چرا به آنچه می دانستی عمل نکردی!؟اگر بگوید ؛ نمی دانستم ؛ می گوید: چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی! در این موقع فرو می ماندف و این است معنی حجت بالغه. امام صادق(ع) فرمود: ما ائمه حجت بالغه خدا بر مخلوقات زمین و آسمان هستیم .(نحن حجة البالغه علی من دون السماء و فوق الارض(تفسیر عیاشی ج1 ص383حدیث122) یکی از موارد حجت در برابر خلق خدا ،عید غدیر و خطبه غدیر است که پیغمبر(ص)در برابر جمع کثیری از مردم آن خطبه را خواندند و پیامبر(ص) برای ولایت مولایمان علی (ع) ازهمه بیعت گرفت. دیگر وجود خود پیغمبر و انبیاء پیشین و ائمه(ع) حجت خدا در برابر خلقش است . از این گذشته کتاب و سنت الهی حجت دیگری بر مردم است . پس چگونه اند آنان که به خطا می روند؟ وبه خطا می اندیشند؟ ودر خطای خود منافق یا کافر و یا مشرک اند و یا به این حال می مانند! مگرخداوند جلّ جلاله اتمام حجت با آنان نکرده است؟ درخواست بنده از خداوند تعالی بعد از معرفی ولایت و بیان نیاز زائر : اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِک بار الها،نفس مرا مطمئن به تقدیرات خود قرار ده. رَاضِیةً بِقَضَائِک بار الها، نفس مرا به قضای خود خشنود ساز. تعریف قضا و قدر الاهی: قضا و قدر تکوینی در مواردی نظیر جنبه های خِلقتی انسان(مثل قد و قامت آدمی ،شکل و قیافه، طول عمر،محلّ تولد ،پدر و مادر، هوش و استعداد) یا سایر امکانات خدادادی او(مثل فقرو غنا، سلامت و بیماری،و...) مطرح می شود ،اینها همانند سایر امور تکوینی (مثل تابش آفتاب و حرکت سیّارات و رشد گیاهان و....)از حیطه اختیار انسان خارج است. در این امور تقدیر و قضای الاهی کاملا ساری و جاری است و انسان در برابرآن هیچ گونه اختیاری ندارد و مورد سؤال هم نخواهد بود. منتها در این جا این نکته مهم قابل ذکر است: هر گاه خداوند به قضا و قدر تکوینی ، کسی را در موقعیتی قرار می دهد ، این امکان را باقی می گذارد که با دعا ، تغییر این موقعّیت را در خواست بکند (مثلا از کم هوشی به با هوشی، از فقر به غنا، از بیماری به سلامتی)دستورات دینی مؤید این است که خدا به ما اذن و حتّی فرمان داده است که او را بخوانیم و خواستار حالت ووضعیت بهتر شویم. به تعبیر دیگرف خداوند متعال با ایجاد اختلاف و کم وزیاد کردن امکانات (به معنی اعمّ کلمه) و معرفی خودش، به عنوان دهنده و گیرنده ، به ما فهمانده است که همه چیز به دست اوست و دست او همیشه باز است. خداوند علاوه برآن که در فطرت ما حالت دعا و در خواست قرار داده است به زبان و بیان همۀ انبیای الهی و شرایع ربّانی ، به ما فرمان داده است که برای تغییر همین موقعیتها او را بخوانیم.همچنین کسانی که وضعیّت بهتری دارند، متذّکر باشند که دست خدا بسته نیست و این قضا و قدر الهی ، محتوم و لا یتغیّر نیست و شاید با کوچکترین تخلّفی از آنها گرفته شود.این است که در بیان شرایع ، نسبت دادن قضا و قدر به خداوند به معنی بسته بودن دست خدا و عدم امکان تغییر در حالت موجود نیست ، بلکه در عین حال ، انسانها با دعا یا کار خیر (و نیز در اوضاع معکوس ، با کارهای زشت) سرنوشت خود را تغییر می دهند (یعنی کاری می کنند که خداوند سرنوشت قبلی را دگرگون می کند). مسئله دوم قضا و قدر تشریعی است این نوع قضا و قدر مربوط به احکام و اوامر و نواهی شرایع و ادیان است که خداوند متعال ، توسط پیامبرانش به مردم ابلاغ فرموده است. در قضا و قدر تشریعی ، اختیار انسان دخالت دارد و آزاد است که امر الاهی را اجرا یا با آن مخالفت کند. مسلّما در حوزۀ تشریع ، رضایت خداوند با اجرای اوامر و ترک نواهی است و بدین جهت بندگان را به اموری امر و از مسائلی نهی فرموده است.انچه از آیات و بیانات معصومین (ع) به دست می آید، این است که"لایکلّفُ اللهُ نفسأ الا وسعها" یعنی همیشه احکام و دستورات ، در حدود امکانات داده شده به افراد بشر صادر می گردد و انسانها با داشتن اختیار ، مورد امتحان قرار می گیرند ؛ اگر نیکوکار باشند ، قضا و قدر الاهی، دادن پاداشی نیک بر مبنای لطف و کرم خداوند است و چنانچه معصیت کنند، اگر بخواهد از آنها در می گذرد و اگر نخواهد آنها را عذاب می کند. پس از واقعۀ صِفیّن پیرمردی به حضور مولا (ع)رسید و عرض کرد: آیا این جنگ با اهل شام به قضا و قدر الهی بود؟ آن حضرت فرمودند: "آری،به خدا قسم که تمامی اعمال شما به قضا و قدر خداوندی بوده است." پیرمرد – که از قضا و قدر یک معنی اجبار در ذهن داشت، پرسید: پس با این بیان ، آیا زحمت هایی که در این راه کشیده ایم به حساب می آید و پاداشی خواهد داشت. امام فرمودند: " ای مرد، آیا تو گمان کرده ای این قضا و قدر ، قضای حتمی و تقدیر الزامی است؟اگر این گونه باشد ، دیگر ثواب و عقاب و امر و نهی باطل است و وعده و وعید الاهی بی معنا خواهد بود و گناهکار را نباید سرزنش کرد و نیکوکار نیز شایسته تحسین و تمجید نیست.(زیرا افعالشان جبری لبوده است). پیرمرد توضیح خواست؛ آن حضرت فرمود: معنای قضا و قدر الهی ، همان امر و فرمان حقّ است.سپس این آیه را تلاوت فرمودند: "و قضی ربُّکَ الاّ تعبدوا الاّ إیّاهُ و بِالوالدینِ ِاحسانأ"و پروردگار تو حکم کرد که : جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکویی نمایید(قضای تشریعی)-(عبد الحسین طالعی – کتاب دادگر خداوند) مُولَعَةً بِذِکرِک وَ دُعَائِک مراحریص به ذکر و دعایت قرار ده. ضرورت ذکر و دعا – حقیقت و کیفیت دعا – ذکر قلبی وذکر لسانی-شرایط استجابت دعا(شناخت خدا- ادای حقوق خداوندی- شناخت حلال از حرام- دوری از گناه- دوری از ظلم به دیگران- )- گاهی استجابت به تأخیر می افتد ؛امام صادق(ع) می فرماید: در این حال خداوند می فرماید: تأخیر بینداز در اجابت به سبب اشتیاق به صدایش و دعایش – وقتی روز قیامت شود خداوند به بنده اش می فرماید: مرا خواندی و من در اجابت تاخیر انداختم در حالی که ثواب تو اموری بود... حضرت فرمود: مؤمن آرزو می کند که ای کاش دعایی از او در دنیا مستجاب نمی شد به سبب آن ثواب نیکویی که در آخرت می بیند. (اصول کافی- ج2ص489روایت 1) مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیائِک مرا دوستدار برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارده. پیامبر (ص) در روز خندق با اشاره به علی(ع) فرمود: تمام ایمان در مقابل تمام شرک قرار گرفت.(مجمع البیان ذیل ایه ولایت) دوستدار و برگزیدگان از اولیائت ، کسانی هستند که پیامبر(ص) در موردشان این مطلب را گوشزد می کند که فرقۀ ناجیه و اهل نجات بعد از من فرقه ای هستند که از حضرت علی(ع) پیروی کرده و سنت من و دین خدا را از کانال او و اهل بیت معصومش اخذ نماید،پس در حقیقت پیامبر(ص) با دعوتش به اقتدا و پیروی از حضرت علی(ع) ، مسلمانان بعد از خودش را به وحدت و توحید و حکمت بر محور حقّ و حقیقت دعوت می کند که همان خط امامت وولایت حضرت علی(ع) و اولاد معصوم اوست. (مسند احمد ج3 ص145-سنن ابن داود ج3ص198) مورخین تصریح دارند که اوبل لقبی که به عنوان یک مذهب در زمان رسول خدا(ص) ظاهر شد، لقب شیعه بود این کلمه لقب چهار نفر از صحابه بنام ابوذر ، سلمان ، مقداد، و عمار بود. (اصول مذهب الشیعه ص65-67) از ابوذر نقل شده است: همانا فتنه ای در پیش است، اگر آن را درک کردید بر شما باد به کتاب خدا و علی ابن ابیطالب (ع). (انساب الاشراف ج2ص118) مقداد از رسول خدا (ص) نقل می کند: شناخت آل محمّد (ص) برائت از آتش است و حبّ آل محمّد گذر بر صراط ، و ولاء آل محمّد امانی از عذاب است.(سنن ابن ماجه ج2ص128) رسول خدا(ص) فرمود: "لَا یؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّی أَکونَ أَحَبَّ إِلَیهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ عِتْرَتِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ ذَاتِی أَحَبَّ إِلَیهِ مِنْ ذَاتِهِ" هیچ بنده ای ایمان نمی آورد، مگر این که من نزد او از خودش محبوب تر باشم و اهل بیت من نزد او از اهل بیتش محبوب تر باشد و خاندان من نزد او از خاندان خودش محبوب تر باشد و ذات من (آنچه به من نسبت دارد) نزد او از ذات خودش محبوب تر باشد.(امالی صدوق-ص334) مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِک وَ سَمَائِک مرا محبوب در آسمانت و زمینت قرارده. کسی که محبت الهی داشته باشد و از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پیروی کند, محبوب خدا خواهد بود. "قُلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمْ اللَّهُ وَیغْفِرْ لَکمْ ذُنُوبَکمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ " ؛ بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.(آل عمران 31) لازمه ایمان و محبت به خداوند متعال ایمان و محبت به هر کس یا هر چیزی است که خداوند آن را دوست داشته و امر به دوست داشتن آن کرده است. صَابِرَةً عَلَی نُزُولِ بَلَائِک صبر و شکیبایی در هنگام نزول بلایت(آزمایشت)رابرمن قرار ده. پیش از نزول بلا باید از خدا بخواهیم که از ما دفع بلا کند.آنگاه که بلا فرود آید صبر بر بلا اجر و پاداش دارد. از امام صادق(ع) روایت شده است ": " لو یعلم المؤمن ماله من الاجر فی المصائب لنَمُنّی أنّه قرضش بالمقاریص"اگر مؤمن می دانست که در برابر مصائب چه پاداشی دارد آرزو می کرد بدنش با قیچی قطعه قطعه شود (مستدرک الوسائل ج2 ص434) روزی به رسول گرامی اسلام(ص) خبر دادند که یکی از فرزندان معاذ از دنیا رفته است و او به شدّت غمگین است . آن حضرت نامه ای به این وضمون برای او نوشت : از محمبد فرستاده خدا به معاذ بن جبل ؛ سلام بر تو باد! سپاس می گویم خداوندی را که جز او معبودی نیست، امّا بعد؛ خبر بی تابی در اندوه مرگ فرزندت به من رسید – همانا پسرت از هدایای ارزنده الهی و از سپرده هایی بود که به طور موقّت در دست تو بود ، و خداوند تو را به او تا زمانی معیّن بهره مند ساخت و به وقت رسیدن اجل ، جان او را ستاند."فإنّا لله و إنّا الیه راجعون" (زیرا ما از خدائیم و بسوی او باز می گردیم)مبادا بی تابیت موجب تباهی پاداشت گردد و در صورتی که پاداش بر مصیبت را در یابی خواهی دانست که این مصیبت در مقابل پاداشی که خداوند برای اهل تسلیم و پایداری فراهم ساخته ، بسیار ناچیز است و آگاه باش که بی تابی ، مرده را باز نمی گرداند و سرنوشت را تغییر ندهد . بنابراین صبر را نیکو دار و تحقق وعده الهی را بجوی ، مبادا بر آنچه که بر تو و همه مردم حتمی است و در زمان و موعد خود نازل شدنی است تأسف بخوری ! سلام و رحمت و بر کات الهی بر تو باد.(مستدرک الوسایل ج2ص353) امام صادق(ع) فرمود: پاداش بزرگ در مقابل گرفتاری بزرگ می باشد و خداوند هر قومی را دوست بدارد آنها را مبتلا می کند(کافی ج2ص109) چگونگی دعا کردن برای دفع بلا: رسول خدا(ص) فرمود: بگو ، پروردگارا نیکی دنیا و اخرت را نصیب ما کن و ما را از عذاب آخرت در امان دار.(بحار ج78ص174) سیره انبیاء واولیاء الهی بر این بود که هیچگاه از خداوند ، بلا و مصیبت نخواسته اند و همواره دردرخواست خود، دفع بلا و طلب عافیت را خواسته اند.در روایات دیده شده که آنگاه که در بلا و بیماری هستی از خداوند رهایی از بلا و بیماری را طلب کن و تندرستی را از خدا تقاضا نما به گونه ای که بی نیاز از پزشک شوی. سفارش دین مبین اسلام در مورد بالا بردن صبر در مصیبتها و بلاها: 1-ارتباط با خدا 2- باور و یقین به نظام آفرینش و باور تقدیرات الهی ، وباور اینکه خداوند هر گاه بنده ای را دوست بدارد او را گرفتار بلا و سختیها می کند. گرفتاری از دست دادن مال و اولاد چیزی جز محبّت الهی نیست. عنه صلى الله عليه و آله : إذا أحَبَّ اللّه ُ عَبدا ابْتَلاهُ ، فإذا أحبَّهُ اللّه ُ الحُبَّ البالِغَ اقْتَناهُ . قالوا : و ما اقْتِناؤهُ ؟ قالَ : ألاّ يَتْرُكَ لَهُ مالاً و لا وَلَدا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش گرداند و چون بسيار دوستش بدارد او را از آنِ خود كند. عرض كردند: چگونه از آنِ خودش مى كند؟ فرمود: مال و فرزندى براى او نمى گذارد.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج18ص318-الدّعوات 461-166) 3- جزع، بی تابی و جزع " إنّ الانسان خُلق هلوعأ اذا مسّه الشرُّ جزوعا( معارج /19/20) همانا انسان، بى‌تاب و حريص آفريده شده است. هرگاه بدى به او رسد، نالان است. و هرگاه خيرى به او رسد، بخيل است. مگر نمازگزاران. آنان كه بر نمازشان مداومت دارند. 4- شکر و رضا:شاکر نعمتهای الهی و راضی بودن به رضای الهی- "اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم"(سجده زیارت عاشورا) 5-دعا " الا بذکر الله تطمئن القلوب"- یاد خدا دلها را آرامش می دهد. 6-پرداخت صدقه 7-اندیشه و عبرت – درقبل از نزول بلا و در هنگام بلا و برای دفع بلا استغفار را فراموش نباید کرد. 8-تسلیم در برابر خواست الهی؛ مهمترین مسئله اینکه در گرفتاریها شکایت به خدا نشود چون گرفتاریها بلا هایی هستند که با اختیار انسان بوجود می آید. در روایت است که خداوند تعالی به داود وحی فرمود: ای داود، تو می خواهی و من می خواهم ولی آن چیزی واقع می شود که من می خواهم ، پس اگر تسلیم خواست من شوی ، خواست تو را هم تأمین می کنم امّا اگر تسلیم خواست من نشوی تو را در راه خواسته ات به رنج و زحمت می افکنم آنگاه همان می شود که می خواهم. (بحار ج 5ص104) شَاکرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِک مرا شاکر فضل خود در نعمتهایت قرار ده. چگونه شاکر خداوند باشیم؟ نعمت شناسی نخستین درس معرفتی است. شکر نعمت الهی زبانی و عملی است. آنچه خداوند تعالی در جهان خلق کرده همه نعمت است ،نعمت مال، عقل، خوردنیها، آشامیدنی ها، آسایش ، جوانی، پیری ، - نعمت ها دو گونه است مادی و معنوی- ولی آنگاه که انسان بدنبال نعمت مادی باشد ، زیبایی آخرت را از دست داده و آنچه که در دنیا و آخرت بدرد انسان می خورد نعمت معنوی است که خود صاحب کمالاتی است. اگر نعمتها توسط انسانها دیده نشود به مرور انسان بر اثر کوچک شمردن نعمتها دچار کفران نعمت شده و بر اثر کفران نعمت دچار قهر الهی و سلب توفیق می گردد . نعمتها ظاهر دارند و باطنی و انسان باید قدر و ارزش هر دو را بداند. رُوِیَ عَنْ رَسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ لَمْ تَزَلْ قَدَمَا عَبْدٍ حَتَّى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِیمَ أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِیمَ أَبْلَاهُ وَ عَمَّا اکْتَسَبَهُ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَهُ وَ فِیمَ أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.( بحارالانوار، جلد74، صفحه 162؛ ) روایت از پیغمبر اکرم منقول است که حضرت فرمودند: هرگاه روز قیامت بیاید، بنده قدم از قدم بر ندارد، مگر اینکه از او درباره چهار چیز پرسیده مى‏ شود : • از عمرش که در چه راه نابود کرده است.(اگر نیکو و شایسته عمر را سپری کرده باشد شکر نعمت الهی است) • از جوانیش که در چه راه فرسوده است.(جوانی و گمراهی – یا جوانی و شادابی در پناه دستورات الهی و شناخت حلال و حرام الهی."کدام یک؛ "! اگر جوانی و شادابی باشد پس انسانی موفق و شکر گذار است. • از کسبش که از کجا بدست آورده و در چه راهى مصرف کرده است.(شناخت حلال و حرام در کسب – پرداخت خمس و زکات – بدون گرانفروشی و چپاول مردم و یا احتکار اجناس- این بنده شکر گذار است. • و از دوستى ما اهل بیت.(به دامن ثقلین چنگ بزنید و جدا نشوید که این شکر نعمت ولایت است که خدا بما فرمان داده است .دو نعمت ظاهری و باطنی.! نعمت ظاهری اسلام و قرآن است و نعمت باطنی ولایت و دوستی اهل بیت(ع) است). ذَاکرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِک مرا از یادکنندگان بر نعمتهای سرشار خود قرار بده . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا-ای کسانی که ایمان آورده‌اید ذکر حق و یاد خدا (به دل و زبان) بسیار کنید. مراد این است که بنده در همه حال به یاد خدا باشد، و پرستش و ستایش یزدان صحنه‌های زندگی او را نورباران کند.(احزاب 41) قرآن براى ذكر خدا آثار و بركاتى بيان كرده و يكى از دلايل نماز را ذكر خدا دانسته است، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» (ط14) ياد خدا تنها وسيله‌ى آرامش دل‌هاست. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد28)و روح آرام و نفس مطمئنّ به پرواز در مى‌آيد و به حقّ مى‌رسد. «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلى‌ رَبِّكِ» (فجر27و28) و اعراض از ذكر خدا زندگى نكبت بارى را به همراه دارد «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» (طه124) نتیجه دوری از ذکر جز غفلت و دل بستن به مظاهر دنیوی نیست.حقیقت انسانیت در یاد خداست. درهنگام برخورد با مسائل اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی ،اگر یاد خدا و ذاکر خدا نباشی غفلت کورت کرده و زیانهای جبران ناپذیری بر پیکر اجتماع وارد خواهد شد و زندگی و معیشت، آرامش خود را از دست خواهد داد. گفته‌اند: تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام نمونه‌اى از ذكر كثير است.( كافى، ج 2، ص 500.) رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس زبان ذاكر داشته باشد، خير دنيا و آخرت به او عطا شده است. و امام صادق عليه السلام فرمود: هر چيزى حدّى دارد جز ذكر خدا. در حديث مى‌خوانيم: قلب و روح، مثل آهن زنگ مى‌زند و ذكر خدا وسيله‌ى روشنى و جلاى آن است. در روايات آمده است: ذكر خدا تنها با زبان نيست، ذكر واقعى آن است كه هنگام حلال و حرام ياد خدا كنيم و از گناه دست برداريم. (ميزان الحكمة و سفينةالبحار- (ذكر) با تسبیح بر خداوند ،ملائکه نیز به اذن خداوند بر بندگان تسبیح گو درود می فرستند . درود ملائکه شما را از تاریکی ها بسوی نور بیرون می آورد ، "هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا-"(احزاب 43) اوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما بندگان رحمت می‌فرستند تا شما را از ظلمت‌های جهل و نقص و گمراهی بیرون آرد و به عالم نور (علم و ایمان) رساند، و او بر اهل ایمان بسیار مهربان است. فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ(152بقره) پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت من به جای آرید و کفران نعمت من نکنید. در روایت امام صادق(ع)، قال الله تعالی: ابن آدم ! أُذکرنی فی نفسک أَذکرک فی نفسی . إذکُرنی فی خلاءِ أذکُرکَ فی خلاء .ابن آدم! اذکرنی فی ملاء أذکرکَ فی ملاء خیرٍ من مَلَئِکَ.خداوند متعال فرمود: ای پسر آدم ،در درون خود به یاد من باش تا من نیز درجانم به یاد تو باشم ، ای پسر آدم! در خلوت به یاد من باش تا در خلوت به یاد تو باشم.ای پسر آدم در میان جمع مرا یاد کن تا تو را در میان جمعی بهتر از جمع تو یاد کنم .(محاسن ص39ح34) مُشْتَاقَةً إِلَی فَرْحَةِ لِقَائِک قرار بده وجودم را در مسیر شوق و ابتهاج به لقاء خودت. لقاء= روبرو شدن با شیء(قاموس قرآن) شوق لقاء= دیدار خدای سبحان شوق خوی اهل یقین است و به همین دلیل یکرنگی عارفان را می طلبد. اهل شوق ، اهل یقین ، اهل لقاءالله ، دنیا را از یاد می برد. پیامبر(ص)فرمود: " أسئلک الرّضا بالقضاء و بَرد العیش بعد الموت و لذّة النّظر الی وجهک وشوقأ الی رؤیتک و لقائک (مکارم الاخلاق 2/31/2069) بار خدایا! خشنودی به قضای تو وزندگی خوش بعد از مرگ ولذّت دیدن روی تو وشوق به مشاهده و دیدار تو را از درگاهت مسألت دارم. امام صادق(ع)فرمود: خوش داشتن و خوش نداشتن لقاء الله ،در هنگام مشاهدۀ مرگ است.(معانی الاخبار236/1.ح2) مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَی لِیوْمِ جَزَائِک بخاطر روز حسابرسی تقوی را در وجودم بیفزای. امام علی(ع) فرمود: هیچ کرامتی عزیز ترازتقوی نیست. (کافی ج8ص19ح4) ............. إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ..(حجرات13) همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند. برترى‌جويى، در فطرت انسان است و اسلام مسير اين خواستۀ فطرى را تقوا قرار داده است. «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا-يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «انى لأعلم آية لو اخذ بها الناس لكفتهم» من آيه‌اى را مى‌شناسم كه اگر مردم به آن عمل كنند، تمام مشكلاتشان حل مى‌شود و سپس آيه‌ «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» را تلاوت فرمودند.(مجمع البیان) شأن نزول آیات- 2 و 3-طلاق واهمیت آن: مفسرین گویند: که این قسمت از آیات «وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لایحْتَسِبُ» درباره عوف بن مالک الاشجعى آمده که مردى فقیر و بى‌چیز بود و پسرى داشت که مشرکین او را اسیر کرده بودند. عوف نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از درد اندرونى خویش به خاطر اسارت فرزند و فقر و بى‌چیزى مى نالید. پیامبر او را تسکین داد و در عین حال فرمود: امشب در خانه ما هیچ برگ و توشه اى جز یک مد طعام یافت نمى شود سپس فرمود: اى عوف، صبر کن و پرهیزکار باش و زیاد کلمه «لاحول و لاقوّة الّا باللَّه» را بر زبان جارى ساز. عوف به خانه خویش برگشت و به اهل خویش گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به تقوى و صبر امر فرموده و نیز فرمود: به گفتار «لاحول و لاقوّة الّا باللّه» زیاد بپردازیم. اهل وى گفتند: نیکو مداوائى و بهترین مرهمى است که پیامبر به ما داده اینان به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل کردند. چندى نگذشت که پسر عوف با گله اى از گوسفندان و قطارى از شتران بازگشت و به پدرش گفت: کسى که مرا اسیر نموده بود، او را غافلگیر کردم و در حال غفلت او گوسفندان و شتران او را به غنیمت آوردم. عوف نزد پیامبر رفت و سؤال کرد که آیا این گوسفندان بر او حلال است یا نه؟ پیامبر فرمود: بلى بر شما حلال است سپس این آیات نازل گردید. تقوی و خدا ترسی ، گناهان را محو و روزی را فراوان می کند . تقوی و خدا ترسی، ایمن بودن از مجازات و خشم شدید الهی است. تقوی و خدا ترسی، فزونی رحمت خدا بر غضبش است. تقوی و خدا پرستی، رحمت توبه پذیری را از سوی خداوند بر بنده جاری می کند و توبه بنده بر زبانش جاری می شود. مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِیائِک [أَنْبِیائِک] روش زندگی مرا روش اولیاء خود و خاصان درگاهت قرار بده. ریشۀ ولی ، ولایت است . اصل این ماده بر قرب و نزدیکی دلالت می کند. یعنی میان دوچیز به گونه ای از نسبت قرب بر قرار است که چیز دیگری میان آنها فاصله نیست و کلمه "مولی "از همین باب است. واژه "ولایت" بر وزن هدایت به معنای نصرت است وواژه ولایت بر وزن "شهادت" به معنی تولی امر است و گفته شده است هر دو واژه یک معنا دارد وحقیقت آن همان تولی امر است (مفردات راغب اصفهانی ص 533) معنای ولایت در همه موارد استعمال آن گونه ای از قرابت است که منشاء نوعی تصرّف و مالک بودن تدبیر است(المیزان ج6ص12) ولایت نوعی اقتراب ونزدیکی نسبت به چیزی است به گونه ای که موانع و حجابها از میان بر داشته می شود.(المیزان ج5 ص368) پیامبر در روز خندق علی (ع) را اینگونه معرفی کرد:تمام ایمان در مقابل تمام شرک قرار گرفت.(مجمع البیان ذیل آیه ولایت) تولی و تبری: یکی از موارد فروع دین اسلام ،تولی و تبری است که باید به آن توجه شود تا دوست و دشمن انسان از یکدیگر تمیز داده شود.در این قسمت تولی تعریف می شود: ادلۀ عقلی و نقلی نشان می دهد که پیروی از شایسته ترین افراد که بر مصالح و مفاسد آگاه هستند کسی جز امامان شیعه نیستند.آنان گنجینه های علم و حکمت هستند – لطف و حکمت خداوند تعالی اقتضاء می نماید تا در هر زمانی فردی را برای هدایت شوندگان برگزیند ؛چون در آیات بیان شده که در روز قیامت هر فرد به همراه پیشوای خود محشور می شود و از او بازخواست می گردد. "يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ"...(اسراء 71) به یاد آر! روزی که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان (به پیشگاه حقیقت) می‌خوانیم، • قيامت رافراموش نكنيم. «يَوْمَ نَدْعُوا» • تقسيم‌بندى مردم در قيامت، براساس رهبرانشان خواهد بود. «كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» • انسان، ناگزير الگو و رهبرى را براى خود انتخاب مى‌كند. «كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» ش مسلمان نبايد در مسائل رهبرى، منزوى و بى‌تفاوت باشد. «نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» زيرا در قيامت به همراه او محشور مى‌شود. • آثار مسأله انتخاب رهبرى و اطاعت از او، تا دامنه‌ى قيامت ادامه دارد. «نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» • قيامت، نه تنها دادگاه افراد، بلكه محكمه‌ى بزرگ امّت‌ها و ملّت‌ها و احزاب و مكتب‌ها و حكومت‌ها نيز هست. «نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم» • امامت و ولايت، در متن زندگى مطرح است، نه آنكه صرفاً موضوعى اعتقادى و در حاشيه‌ى زندگى باشد. رهبر، زمينه‌ساز سعادت يا شقاوت مردم مى‌باشد. «كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(تفسیر نور- استاد قرائتی) –(امام بر دو قسم است امام برحق(ائمه -ع)و امام بر کفر (دشمنان اسلام- ائمه الکفر) امام صادق(ع)فرمود: وقتی قیامت برپا شود ندایی از نزد خدای عزّوّجل می آید که هر کسی به امامی در دنیا اقتداء کرده به دنبال او رود به هرجا که می رود (بهشت یا جهنم) (امالی طوسی ص64ح92) مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِک خدایا وجودم را به دور از طریق و روش دشمنان خود قرار ده. "تبّری" بیزاری از دشمنان پیامبر(ص) ودشمنان اهل بیت(ع). إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا(احزاب 57) قطعا آنانکه خدا و پیامبرش را می آزارند ، خداوند در دنیا و آخرت لعنتشان می کند و برای آنان عذابی خوار کننده آماده کرده است. آزار خداوند، يعنى انجام كارى بر خلاف خواست و رضاى او كه به جاى جلب رحمت الهى، غضب و لعنت خداوند را به دنبال دارد. شايد مراد از اذيّت خدا، اذيّت بندگان خدا باشد، نظير قرض دادن به بنده كه قرض دادن به خداست، و مراد از اذيّت كردن پيامبر صلى الله عليه و آله تكذيب و تهمت و برخورد بى‌ادبانه با آن حضرت و اذيّت كردن اهل بيت اوست، همان گونه كه در چند روايت آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «فاطمة بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى» » فاطمه پاره‌ى تن من است، هر كه او را خشمگين سازد مرا به خشم آورده است.( صحيح بخارى، ج 5، ص 26 و صحيح مسلم، ج 4، ص 1903) تبّری بی زاری جستن از دشمنان خدا و برائت از پیشوایان و پیروان کفر است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی خدا را در میان صفا و مروه ، هزار سال و سپس هزار سال واز آن پس هزار سال عبادت کند تا هم چون مشک کهنه شود، امّا محبّت ما را نداشته باشد ، خداوند او را بصورت در آتش می افکند(مجمع البیان ج9ص43) مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِک وَ ثَنَائِک. مرا در دنیا به حمد و ستایش خود مشغول دار. دنیا زود گذر است – مَثشل دنیا مانند آب دریاست که هر چه از آن بخوری سیر نمی شوی بلکه به هلاکت می رسی- دنیا ابزاری است برای افزایش طمع و شوکت وجاه و مقام ، ریا و غیره ... دنیا مزرعه آخرت است پس در این دنیا توشه اندوزی برای جهان آخرت کنید واز لذات دنیوی چشم پوشی نمایید تا پاداش وصف نا شدنی بهشت را دریابید. امام علی(ع) فرمود: ای فرزند ادم ، اگر دیدی با آنکه از فرمان خدا سرپیچی می کنی ، خداوند هم چنان نعمتهایش را پی در پی بر تو می فرستد، از مکر و عذاب او بترس.(نهج البلاغه حکمت 25) "وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ"(اعراف/182) و آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودی آنها را به عذاب و هلاکت می‌افکنیم از جایی که فهم آن نکنند. "استدراج" كه يكى از سنّت‌هاى الهى نسبت به مكذّبان و مُترِفان است، حضرت على عليه السلام فرمود: «آنان كه در رفاه و آسايش زندگى مى‌كنند، به فكر خطر استدراج باشند، مبادا نعمت‌ها وسيله‌ى خواب و غفلت آنان شود. همچنين فرمودند: «كسى كه در مواهب و امكانات بسيار زندگى كند و شكر نعمت را بجا نمى‌آورد و آن را مجازات استدراجى نداند، از نشانه‌هاى خطر غافل مانده است.» آرى، خداوند مهلت مى‌دهد، امّا اهمال نمى‌كند. چنانكه بزرگان گفته‌اند: «انّ اللّه يمهل و لا يهمل». حضرت على عليه السلام فرمود: «هنگامى كه خداوند اراده خيرى براى بنده‌اى كند، به هنگام انجام گناه او را گوشمالى مى‌دهد تا توبه كند، ولى هنگامى كه بر اثر اعمالش، بدى و شرى مقدّر شود، هنگام گناه نعمتى به او مى‌بخشد تا توبه و استغفار را فراموش كند و به گناه ادامه دهد كه در واقع نوعى عذاب مخفيانه و به تدريج است. چنانكه خداوند مى‌فرمايد: .«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ» ثُمَّ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَی الْقَبْرِ وَ قَالَ: سپس رخسارش را بر روی قبر نهاد و گفت: اللَّهُمَّ إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتِینَ إِلَیک وَالِهَةٌ بار الها ، همانا دلهای وارستگان توحیدی بسوی تو مشتاق است. مخبتین، از "خبت" مؤمنانی که به مرتبه ای از ایمان رسیده اند که هیچ چیز آنها را متزلزل نکرده و از یاد خداوند متعال غافل نمی شوند. واژه "خبت" در معانی ، تسلیم ، خضوع ، تواضع بکار رفته و بواسطه آن هیچ گونه اضطراب ، نگرانی ،و تردید و تزلزل در شخص راه نمی یابد. (مفردات ص272 المنار ج12ص57)(المیزان ج1ص193) صفات مخبتین برگرفته از آیات قرآن : عمل صالح، تواضع برای خداوند، - بصیرت الهی ، - ذلّت در برابر عزّت پروردگار،- در عبادات کوشا و سجده کننده ،- در ذکرو یاد خداوند، ترسان،- در برابر مصیبت وبلا ،صبر – به پا دارنده نماز،- انفاق کننده،- "إنّ الذین آمنوا و عملو الصالحات و اخبتوا الی ربّهم اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون."(هود23) اما آنان که به خدا ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند و به درگاه خدای خود خاضع و خاشع گردیدند آنها البته اهل بهشت جاویدند که در آن بهشت متنعّم ابدی خواهند بود. وَ سُبُلَ الرَّاغِبِینَ إِلَیک شَارِعَةٌ وراههای راغبین و مشتاقان بسوی تو باز است . آنان که بدنبال ثواب می گردند و جوینده حق و حقیقت هستند هرگزدرمانده وحیران نمانند و راهها بسویشان باز است. تعلیمات الهی باز و گسترده است . طالبین باید خاضعانه و متواضعانه به این مسیر وارد شوند و مشتاقانه در آن حرکت نمایند تا کوی عشق را بیابند و در ادامه مسیربه کمال برسند. پیامبر(ص) فرمود: شناخت ، سرمایۀ من است و خرد ، ریشۀ دین من است و عشق اثاث من است و شوق مرکب من و یاد خداوند عزّوجل همدم من است.(المحجة البیضاء8/101) عوامل شوق آفرین: در اخبار داود آمده است که خدای عزّوجّل به او وحی فرمود: ای داود؛ من دلهای مشتاقان را از خشنودی خود آفریدم و آنها را به نور ذات خود منعّم گردانیدم. داود عرض کرد: پروردگارا! به چه وسیله به این مقام نزد تو رسیدند؟ فرمود: به خوش گمانی و دور نگه داشتن خویش از دنیا واهل آن و خلوت کردن و مناجات نمودن با من واین مقامی است که بدان دست نیابد ،مگر کسی که دنیا و اهل آن را به کنار نهد و هرگز از آن یاد نکند و دلش را برای من خالی گرداند و مرا برهمۀ آفریدگانم برگزیند، در این صورت است که من به او رو می کنم و او را برای خودش فارغ گردانم و حجاب میان خود و او را کنار زنم به طوری که مرا ببیند همچون کسی که با چشم خود چیزی را می بیند (المحجة البیضاء -8/59/61و8/62ص5) ............فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا(کهف 110) پس هر کس به لقای (رحمت) پروردگارش امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدایش احدی را با او شریک نگرداند. • براى كار خدايى كردن، حتّى اميد به پاداش الهى كافى است گرچه يقين نباشد. فَمَنْ كانَ يَرْجُوا . • اميد در انسان بايد به صورت يك حالت دائمى و پيوسته باشد، نه لحظه‌اى. • اميد بدون عمل، كارساز نيست. "يَرْجُوا فَلْيَعْمَلْ" • مرگ براى همه حتمى است، امّا ارزشمندتر آن است كه انسان آرزوى ملاقات با خدا را داشته باشد. "يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ". • شرك، به هر نحوى باشد ممنوع است. "لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً" • ارزش كارها در سه جهت است: اصل كار، انجام دهنده‌ى كار ونيّت و هدف آن. در اين آيه هر سه جهت آمده است. • اين آيه، هم توحيد در الوهيّت را بيان مى‌كند، «إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» هم توحيد در ربوبيّت و عبادت را. «لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا(0تفسیر نور ج 5ص241) پیامبر(ص) فرمود: " من أحبّ لقاء الله أحبَّ اللهُ لقاءهُ و من کرِهَ لقاء الله کرِهَ اللهُ لقاءَهُ(کنزالعمال42198-4212) وَ أَعْلَامَ الْقَاصِدِینَ إِلَیک وَاضِحَةٌ و نشانه های آشکار برای خداجویان روشن است. ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب:( آل عمران : 190.) همانا در خلقت آسمانها و زمین و پشت سرهم آمدن شب و روز نشانه هایی برای صاحبان مغز است. همان طور که امام علی علیه السلام درباره متقین می فرماید: "بندگان خدا ! همانا از محبوب ترین بندگان خدا به سوی او بنده ای است که خداوند او را بر خویش کمک کرده پس حزن و اندوه را - نسبت به آینده - شعار خود کرده و خوف و ترس - از گذشته - را پوستین خود نمود . پس چراغ هدایت در قلبش تابیده و وسایل پذیرایی - اعمال صالح - مهمانی را برای روزی که بر آن نازل می شود آماده کرده . پس امور دور را بر خویش نزدیک کرده و امور سخت را آسان . نگاه کرد پس بینا شد و یاد کرد پس زیاد شد و از آب گوارایی که رسیدن به آن برایش آسان است سیراب شد پس آب اولش را نوشیده و راه سختی را پیموده لباس شهوتها را از خود جدا کرده و از تمامی هم و غمها جز یک هم و غم خالی شده است . پس صفت کوری و شریک شدن با اهل هوی و هوس بیرون آمده و نسبت به کلیدهای درهای هدایت و بسته شدن درهای ضلالت به گونه ای شده است که راهش را می بیند و آن را می پیماید".( نهج البلاغه ، خطبه 87.) وَ أَفْئِدَةَ الْعَارِفِینَ مِنْک فَازِعَةٌ: دلهای عارفان در طاعت و بندگی خداوند همواره در جزع و فزع است. امام صادق علیه السلام می فرماید: "لایکون المؤمن مؤمنا حتی یکون خائفا راجیا ولایکون خائفا راجیا حتی یکون عاملا لما یخاف و یرجو ": مؤمن مؤمن نمی باشد مگر اینکه ترسناک و امیدوار باشد و ترسناک و امیدوار نمی باشد مگر اینکه نسبت به آنچه می ترسد و امیدوار است عمل کند .( بحارالانوار، ج 70، ص 365، روایت 9.) ترس از عظمت خدا: "انما یخشی الله من عباده العلماء : " فقط از میان بندگان خدا عالمان به او از او می ترسند .(فاطر 28) امام علی(ع) فرمود: عالمترین مردم به خدا ترسش نسبت به او بیشتر است(غررالحکم ) دیگر اینکه ؛ ترس و دل نگرانی ازعذاب الهی- ترس از قبول نشدن طاعات و کارهای نیکو که آیا ریا در آن بوده است یانه؟ یا ترس از گناهان گذشته و یا ترس ازعمر باقیمانده که در چه راهی قدم می گذارد.! وَ أَصْوَاتَ الدَّاعِینَ إِلَیک صَاعِدَةٌ و صدای دعا کنندگان بسوی توبلند است. در خواست و دعا ، ونکاتی چند: • در خواست ودعا محل هیچگونه اعتراضی بخداوند تعالی نباشد. • دعا با صدای بلند پسندیده نیست (صدای طلبکارانه) • أبتدأ درخواست ودعا، همگانی باشد. • دعای با تمجید از خداوند و صلوات بر محمّد و آل او ،آغاز گردد. • در نظر گرفتن مصلحت خداوند در دعا و درخواست مهّم است. • نوع در خواست ودعا غیر معقول و توأم با بی خردی نباشد. • نوع در خواست ودعا از هر گونه لعن و ظلم و بی انصافی در حق دیگران بَری باشد. • نوع درخواست و دعا به گونه ای پسندیده درگاه پروردگار باشد و گرنه دعا رد می شود. • در خواست و دعا باید بطریقی باشد که خدا فرمان داده است . • اصرار بر درخواست و دعا شایسته باشد. • در آخر درخواست و دعا "اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد" بدان آنگاه که در برابر خداوند تعالی قرار گرفتی و درخواست و دعای خود را مطرح کردی ، استجابت پشت در است ، امّا چه زمانی دَرِ گشوده شود و مصلحت پروردگار بر تو فرود آید، وتو به استجابت دعای خود برسی ، صبر و استقامت و امید؛ امید به اینکه خداوند تعالی فرموده ؛ نمک غذایت و بند کفشت را ازمن بخواه. وَ أَبْوَابَ الْإِجَابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ ودرهای اجابت برای دعا کننده گشوده است. وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ(بقره 186) و چون بندگان من (از دوری و نزدیکی) من از تو پرسند، (بدانند که) من به آنها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم. پس باید دعوت من و پیغمبران مرا بپذیرند و به من بگروند، باشد که (به سعادت) راه یابند. چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‌شود؟ پاسخ: عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك يا جهل ماست. در تفسير الميزان مى‌خوانيم كه خداوند در اين آيه مى‌فرمايد: «أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» خودم اجابت مى‌كنم دعا كننده‌اى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خير كند. پس اگر دعا مستجاب نشد، يا به جهت آن است كه ما از خداوند خير نخواسته‌ايم، و در واقع براى ما شرّ بوده و يا اگر واقعاً خير بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكرده‌ايم و همراه با استمداد از غير بوده است. و يا اينكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روايات، در اين صورت به جاى آن بلايى از ما دور مى‌شود ويا براى آينده ما يا نسل ما ذخيره مى‌شود ويا در آخرت جبران مى‌گردد. در اصول كافى مى‌خوانيم: كسى كه غذاى حرام بخورد، يا امر به معروف ونهى از منكر نكند ويا از سر غفلت وبى‌اعتنايى دعا كند، دعايش مستجاب نمى‌گردد. معناى دعا، ترك كسب وكار نيست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است. لذا در حديث مى‌خوانيم: دعاى بيكار مستجاب نمى‌شود. عدهّ ای به امام صادق (ع) گفتند: دعا می کنیم دعایمان مستجاب نمی شود. ! فرمود: چون کسی را می خوانید که نمی شناسیدش.(التوحید 288ح7- بحار ج93 ص368ح4) پیامبر(ص) فرمود: لو عرفتم الله حقّ معرفَته ، لَزالت بدعائکم الجبال.(نوادر الاصول ج1 ص148- وص 344- کنزالعمال ج3ص144ح5893) اگر خدا را چنان که باید وشاید می شناختید ، هر آینه با دعای شما کوه ها جابجا می شوند. وَ دَعْوَةَ مَنْ نَاجَاک مُسْتَجَابَةٌ دعای اهل مناجات مستجاب است. دعاکننده در دعا صادق باشد و تنها از خداوند بخواهد و از تمامی اسباب و علل ظاهری دست بکشد. خداوند تعالی می فرماید: بنده ام از من اطاعت کند ، اگر اهل آسمانها و اهل زمین ، علیه او هم داستان شوند برای او راه نجاتی از آن قرار می دهم. بنده ام هر گاه نا فرمانی کند دستان او را از درهای آسمان ها قطع می کنم و او را در هوا رها می سازم و از هیچ یک از آفریدگانم به او کمکی نمی رسد.(الدّر المنثور ج8ص199) پیامبر(ص) فرمود:دعا ی همراه با حضور قلب و ادب رد نمی شود.(تنبیه الخواطر ج2ص118) اخلاص و حضور قلب در دعا آنگاه بوجود می آید که عمل بنده مورد پسند خداوند قرار گیرد و نافرمانی در عمل نداشته باشد . امام علی(ع) فرمود: علیک بأخلاص الدّعاء ، فإنّه أخلقُ بالاجابة- بر تو باد اخلاص داشتن در دعا زیرا چنین دعایی به اجابت سزاوارتر است.(غررالحکم) در حدیث قدسی خداوند می فرماید: از دستورات من اطاعت کن تا تو را نیز چنان گردانم که به هر چه بگویی "هست شو"- "هست شود". وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَیک مَقْبُولَةٌ وتوبه کسی که بدرگاهت إنابه می کند می پذیری. توبه کردن در بیان کلّی می تواند : 1-توبه از کفر و شرک."نادیده گرفتن حق- دنبال باطل بودن- توحید و نبوت و امامت را فراموش کردن-ولایتمندی را رها ساختن- از دست دادن ایمان واعتقاد به کتاب و سنت الهی-" 2- توبه از عقاید انحرافی و باطل. امروزه فضای مجازی و اینترنت و ماهواره پر از عقاید باطل و انحرافی است اگر انسان این فضاها را دوست خود قرار دهد ، اسلام او کامل نیست. 3- توبه از گناهان صغیره و کبیره ، باعث سعادت دنیا و آخرت است. 4- توبه از رذائل اخلاقی و اطاعت از هوای نفسانی – "نفس أمارةٌ بالسوء" 5-توبه از ترک اولی- آدم بخاطر یک عمل ناشایست و دور شدن از فرمان الهی و ترک اولی و خوردن از درخت منهیه ، که آن نهی تنزیهی بود نه نهی تحریمی – از بهشت رانده شد. وَ عَبْرَةَ مَنْ بَکی مِنْ خَوْفِک مَرْحُومَةٌ وچشم کسی که از خوف تو گریان است مورد لطف و مرحمت توست. چشم گریان از خوف خداوند تعالی: وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا : و آنها با چشم گریان همه سر به خاک عبودیت نهاده، و پیوسته بر فروتنی و ترسشان (از خدا) می‌افزاید.(اسراء109) معرفت و خشوع، محدوديّتى ندارد. هرچه معرفت بيشتر شود، خشوع هم بيشتر است. گريه در حال عبادت و سجود، ارزشمند است. گريه از بركات و آثار علم است. اشك از خوف خداوند،اگر دائمی باشد ، ارزشمند است ،نه اشک لحظه‌اى. پیامبر(ص) فرمود: ای علی! به تو در بارۀ خودت به داشتن خصلتهایی سفارش می کنم: در برابر هر قطره اشکی که می ریزی خانه ای در بهشت برای تو ساخته می شود.(البحار69/391/68) علی(ع) فرمود:گریستن از ترس خدا دل را نورانی می کند و از خو گرفتن به گناه مصون می دارد.(غررالحکم 2051/2016) امام سجاد(ع) فرمود: هیچ قطره ای نزد خداوند محبوتر از این دو قطره نیست، قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکی که برای خدا در دل شب فرو افتد.(البحار 69/379/31) امام صادق(ع) فرمود: اگر گریه ات نمی آید خود را به گریه بزن (تباکی) که اگر از چشمانت به اندازه سر مگسی اشگ بیرون آمد زهی به سعادت .(عدة الداعی 161/156) ازوحی های خداوند به موسی(ع) : تا در دنیا هستی به حال خود گریه کن و از هلاکت و مهلکه ها بترس و مبادا زرق و برق زندگی دنیا تو را فریب دهد. (همان) از وحی خداوند به عیسی(ع) : به حال خود گریه کن همچون گریۀ کسی که با خانواده خود وداع می کند و با نفرت از دنیا دوری جسته و آن را برای دنیا پرستان رها کرده و به آنچه نزد پروردگارش می باشد دل بسته است.(البحار 93/333/25- 70/52/11- 73/354/6) امام علی(ع) فرمود: چشمها نخشکد مگر بر اثر سخت دلی و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد.(همان) فلسفه گریه بر امام حسین(ع): گریه بر امام ، نمایانگر پیوند عاطفی با اهداف ابا عبدالله(ع) می باشد، ووفاداری به امام و اهدافش می باشد. گریه بر امام گریه بر شخص نیست بلکه گریه بر ظلمی است که بر مذهب و اسلام وارد شده است. گریه بر امام باعث آمادگی برای مبارزه و جهاد با فساد وسبب امیدواری و رسیدن به هدف نهایی است.انسان با این پیام به مفهوم آیات قرآنی می رسد که "روز قیامت روزی است که مال و اولاد نفعی به انسان نمی بخشد. ". يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ(شعراء88) امام رضا(ع) فرمود: برای مثل حسین(ع) باید گریه کنندگان گریه کنند . چرا که گریه بر آن حضرت ، گناهان بزرگ را محو می کند (کامل الزیارات ابن قولویه ص165) امام صادق(ع) فرمود: حقأ که امام حسین بر کسی که برای او گریه می کند می بیند و بخاطر رحمت بر او برایش استغفار می کند.(همان) دوری از جهنم: خدا به موسی(ع) پیام می دهد : ای موسی بدان که هر کس برای حسین گریه کند یا بگریاند یا وانمود به گریه کردن کند بدنش را بر آتش حرام کردم ودر غرفه های بهشت مسکن گزیند.(جلاءالعیون – علامه مجلسی ص462) در پس پرده مبارزه با دشمنان اسلام: بینش و نگرشی به قیام عاشورا برای درک و شناختن حق از باطل وشناخت دشمنان اسلام در تمام قرون: گریه بر مصیبت امام حسین(ع) رجوع به خود است که چقدر از اهداف بزرگ اسلامی دور مانده است.غرور عبارتند از فریب ناشی از جهل ، منشاء غرور جهل مرکب است . امام حسین(ع) مغرور نبود و هیچ گاه براثر بی خبری و بی اطلاعی فریب مخورد ، او همیشه مردان جبهۀ خود را از جهل و غرور دور می کرد. امام حسین(ع) هیچگاه از اهداف شیطانی ابزاری درست نکرد بر علیه دشمنان خود ، چون معصومین(ع) معتقدند که هدف وسیله را توجیه نمی کند. حضرت تنها راهی که برای رسیدن به هدف الهی داشت فنا شدن و ایثار در راه هدف بود. یزید نمونه ای از دشمنان اسلام است که همیشه سعی داشت و اینکار راهم کرد ، که احکام و فروع دین را در سطح جامعه تغییر دهد ،او با رواج فساد در جامعه از نظر اعتقادی و عملی جامعه را به سوی انحطاط مذهبی و عقیدتی کشاند.از این نمونه ها در تاریخ کم نیست!. امام در مواجه با سپاه حرّ فرمود: آیا نمی بینید که همه دستوراتی که جزء فروع احکام الهی است دارد در جامعه وارونه می شود، با این وضع باید فاتحه اسلام را خواند.(بحار ج42ص381) امام حسین (ع) فرمود: هر کس هدف الهی دارد می خواهد به هدف الهی اش برسد ، راهی جز این ندارد که از جان بگذرد. از خود گذشتگی یکی از اصول معرفتی و سنت الهی است. در حادثۀ کربلا بعضی به وعده دنیا دل خشک کردند و با امامشان جنگیدند ، شیطان این افراد را در مرحلۀ حساس انتخاب مسیر، فریب داده و با وعده های دروغین ، آنها را به بیراهه کشانده است. يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا(نساء120) (شیطان) آنان را بسیار وعده دهد و آرزومند و امیدوار کند، ولی آنان را چیزی به جز غرور و فریب وعده نمی‌دهد. فلسفه گریه: برخی به مسلمانان، به ویژه به شیعیان خرده می‌گیرند که اینان با شادی و فرح مخالف‌اند و بیشتر، غم و ناراحتی و گریه را ترویج می‌کنند؛ اینان انسان‌هایی دور از فرهنگ و تمدن هستند که از دنیا و لذت‌های آن بی‌بهره و از زندگی سالم و شاد چیزی نمی‌دانند. در حالی که اگر انسان به حقیقت و واقعیت‌های زندگی خویش و سرنوشتی که در انتظار اوست درست توجه کند، خواهد دید که منشأ چنین عقیده و بینشی نسبت به مسلمانان یا شیعیان، چیزی جز جهل و سطحی‌نگری نیست و اینان هم از واقعیات عالم هستی و هم از تعالیم اسلام و فلسفه این تعالیم و آموزه‌های دینی غافل و بی‌خبرند. اسلام و تشیع نه تنها با شادی و زندگی راحت و لذتبخش دنیایی انسان‌ها مخالف نیست، بلکه به طرق مختلف، مسلمانان را به شاد زیستن ترغیب و تشویق کرده و برای بهره بردن از زندگی مادی راههای مختلفی را توصیه نموده است. در روایات اسلامی بابی است به نام «ادخال السرور فی قلب المؤمن»، یعنی داخل کردن شادی در قلب مؤمن. در ذیل این عنوان روایات فراوانی از پیامبر و اهل‌بیت (علیهم السلام)نقل شده و مؤمنان را به شاد کردن دیگران تشویق و ترغیب نموده و برای این عمل، اجر و پاداش فراوانی ذکر کرده‌اند. همچنین در روایات دیگر، مسلمانان به تفریحات سالم، مانند: شنا، تیر اندازی، سوار کاری، مسافرت و دیگر اعمالی که زمینه شادی و بهره بردن از لذت‌های مادی را فراهم می‌کند، ترغیب و تشویق شده‌اند. اما چیزی که اسلام با آن مخالف است و پیروانش را از آن منع می‌کند، شادی‌های غفلت‌زا و تفریحات ناسالم است؛ چراکه هم موجب گرفتاری و ضرر دنیایی انسان‌هاست و هم آخرت و عاقبت آنان را تباه می‌سازد. دعوت به گریه و ترغیب مؤمنان به آن نیز در راستای همین هدف است. اسلام می‌خواهد بدین وسیله انسان‌ها را از خواب غفلت بیدار سازد و به آنان تفهیم نماید که تنها برای زندگی دنیایی و لذت بردن از مواهب آن و شادی‌های غفلت‌زا به این دنیا نیامده‌اند؛ بلکه هدف از آفرینش آن‌ها بسیار بالاتر از این مطالب است و یکی از اموری که بیشتر انسان را متوجه هدف مذکور می‌کند، تضرع و گریه است. گریه؛ عملی است که بیداری و هوشیاری انسان را برای بهتر زیستن در دنیا رقم می‌زند. گریه کننده، با شناخت از درد و کوتاهی‌های گذشته و با آینده نگری نسبت به عاقبت و مسیر هولناک و پرپیچ و خم آینده‌اش، برای حل مشکلات خویش به گریه متوسل می‌شود و با این وسیله از نیرویی برتر از توان بشری مدد می‌جوید، اما انسانی که بیشتر در پی شادی است و به سراغ گریه نمی‌رود، از دردهای درونی و بیرونی خود غافل است؛ از سرنوشت و آینده خود بی‌اطلاع است. شیطان او را در بی‌خبری و غفلت غوطه‌ ور کرده است؛ لذا نه سوزی دارد و نه گدازی؛ نه آهی و نه نیازی. گریه؛ نشانه ترحم و دلسوزی است: ترحم و دلسوزی نسبت به خود و دیگران؛ کسی که گریه می‌کند قلبی رئوف و مهربان دارد، درد دیگران را احساس می‌کند. بر همین اساس در مصائب و بلاها به کمک هم نوع خود می‌شتابد؛ اما انسانی که از گریه بی‌خبر است، ترحم و احساس شفقتی نسبت به دیگران ندارد. مشکل و مصیبت دیگران، نیز برایش مهم نبوده و در برابر آن احساس مسئولیت نمی‌کند. افزون بر این اشک و گریه در بسیاری از موارد، عامل آرامش روحی و روانی و نیز مایه سلامتی جسم و جان انسان است و باعث می‌شود که عقده‌های درونی انسان تخلیه گردد و از فشار غم و درد بر جسم و جان انسان کاسته شود؛ در نتیجه، موجب سلامتی جسم و روان انسان خواهد بود. این موضوع از نظر پزشکی نیز ثابت شده است. بر چه کسانی و چرا باید گریست؟ انسان باید کجا و بر چه کسانی گریه کند؟ گریه‌ای که این همه در آیات و روایات اسلامی از آن سخن گفته شده و برای آن پاداش و فضایل بسیاری ذکر گردیده، چگونه گریه‌ای است؟ تردیدی نیست که گریه، انواع گوناگونی دارد و انسان‌ها با انگیزه‌ها و برای اهداف مختلفی اشک می‌ریزند؛ اشک شوق، انتظار، عشق، حسرت و پشیمانی، اشک در فراق و مرگ عزیزان، برای از دست دادن مال دنیا، برای درد و مصیبت‌های جسمی، اشک به برای خوف از خدا و …؛ ولی آیا همه این اشک‌ها ارزش دارد؟ به راستی گریه‌ای که در روایات اسلامی به آن سفارش شده و یکی از خصوصیات شیعه علی علیه السلام دانسته شده است، گریه بر چه کسی و برای چه هدفی است؟ به طور یقین، هر اشکی که از چشم انسان بیرون آید، ارزش و فضیلتی ندارد. برخی اشک‌ها، از جمله اشکی که برای از دست دادن مال دنیا ریخته شود، مذموم و ناپسند است و اسلام از آن نهی نموده است. از نظر اسلام، آن اشکی ارزش و قیمت دارد که برای خدا و در راه اهداف والای الهی ریخته شود. به سه نمونه از مهم‌ترین مواردی که اشک ریختن در آن مورد پسندیده و نیکو است، اشاره می‌کنیم: گریه بر خود(از شرّی که در دنیا انجام داده ) و از خوف خدا(بر هزاران عمل ناشایست)- گریه در عزای امام حسین(ع)(ظلمی که به اسلام شد) وگریه امام زین العابدین(ع)(بعد از واقعه عاشوراو اسارت اهل بیت و رنجهای وارده بر مردم بی گناه). حضرت سیدالساجدین امام زین‌العابدین علیه السلام در مناجات خود با خداوند متعال عرض می‌کند: "فَمَن یکونُ اَسوَءَ حالاً مِنِّی إِن اَنا نُقِلتُ عَلی مِثلِ حالِی اِلی قَبرِی؟ لَم اُمَهِّدهُ لِرَقَدَتِی و لَم اَفرُشهُ بِالعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجعَتِی و مالِی لا آبکی و لا اَدرِی اِلی ما یکونُ مَصیری؟ و آری نَفسِی تُخادِعُنی و اَیامِی تُخاتِلُنِی و قَد خَفَقَت عِندَ رَأسِی اَجنِحَهُ المَوتِ، فَمالِی لااَبکی؟ آبکی لِخُروجِ نَفسِی، آبکی لِظُلمَهِ قَبرِی، آبکی لِضیقِ لَحَدِی، آبکی لِسُؤالِ مُنکرٍ و نَکیرٍ ای‌ای، آبکی لِخُروجِی عَن قَبرِی عُریانا ذَلیلاً، حامِلاً ثِقلِی عَلی ظَهرِی، اَنظُرُ مَرَّهً عَن یمینِی و مَرَّهً عَن شِمالِی اِذا الخَلایقُ فِی شَأنٍ غَیرِ شَأنِی…"؛ چه کسی بدحال ‌تر از من است؛ اگر با این وضعیتی که دارم مرا به قبر منتقل نمایند؛ قبری که آن را برای خواب طولانی آماده نکرده‌ام و آن را با اعمال صالح و خیر فرش ننموده‌ام، چرا گریه نکنم در حالی که نمی‌دانم که مرا به کجا می‌برند و چه سرنوشتی دارم؟ نفس خود را می‌بینم که مرا فریب می‌دهد، روزگار مرا فریب می‌دهد، بالهای مرگ بر روی سرم به جنبش درآمده است، پس چرا گریه نکنم؟ گریه می‌کنم برای جان دادنم؛ گریه می‌کنم برای تاریکی قبرم؛ گریه می‌کنم برای تنگی لحدم؛ گریه می‌کنم برای پرسش نکیر و منکر از من. برای آن زمان گریه می‌کنم که با بدنی برهنه و با خواری از قبر خارج می‌شوم، در حالی که بار گناه پشتم را سنگین کرده است. گاهی به طرف راست نگاه می‌کنم و گاه به طرف چپ و هرکسی را در وضعیتی غیر از وضعیت خود می‌بینم…(صحیفه سجادیه، دعای سحر؛ بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۸۹) چنان که قرآن کریم خطاب به گناهکاران می‌گوید: "فَلیضحَکوا قَلیلاً ولیبکوا کثیرًا جَزاءً بِما کانوا یکسِبون"؛ «آنان باید به سبب کارهایی که کرده‌اند، کم بخندند و بسیار گریه کنند".(توبه 82) امام صادق علیه السلام در روایتی به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان امام حسین علیه السلام بود، فرمود: «خدا اشک تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش! تو از جمله کسانی هستی که از دلسوختگان ما به شمار می‌آیی و از آنانی که در شادی ما شاداند و در اندوه ما غمگین‌اند. آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود. آنان وصیت تو را به فرشته مرگ خواهند کرد و بشارت‌هایی که به تو داده می‌شود، از این بهتر خواهد بود و فرشته مرگ از مادر دلسوز نسبت به بچه‌اش، بر تو مهربان‌تر خواهد بود. (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۰۸) (برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی- اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی) دکتر سیدرضا پاک‌نژاد در کتاب «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» می‌نویسد: ۱، درباره خاصیت ضدعفونی کنندگی اشک، دانشمندان می‌گویند: همراه اشک، «آنزیمی» خارج می‌شود که چشم و اطراف آن را ضدعفونی می‌کند. ۲، آزمایش‌هایی که به عمل آمده نشان می‌دهد، آنان که بیشتر گریه می‌کنند کمتر به زخمهای معده و اثنی عشر دچار می‌شوند. 3، دانشمندان معتقدند که گریستن، در کاهش آلام درونی و فشارهای روحی، روانی دارای تأثیر بسیار عجیبی است. ۴، امروزه برای اشک و گریه، ارزش تشخیص قائل شده‌اند و ادعا می‌کنند که می‌توان برخی از بیماری‌ها را از راه شناسایی اشک تشخیص داد. وَ الْإِعَانَةَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِک مَوْجُودَةٌ تو فریاد رس کسی هستی که تو را دادخواهی کند. استغاثه از ریشه‌ی "غوث" به‌معناى طلب نصرت، فریاد‌رسی. در قرآن کریم دلایل و علل زیادی برای استمداد از درگاه پروردگار بیان گردیده که چکیده‌ی آن را می‌توان در این موارد خلاصه نمود: • دادخواهی از خداوند بر تابت قدمی: رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(بقره250) پروردگارا، به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و بر شکست کافران یاری فرما. • رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ(آل عمران 8) بار پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بی‌منّت) • درخواست از خداوند برای دفع شاطین انس و جن. رّب أعوذ بک من همزات الشیطان و.....(مؤمنون 98) • درخواست حکمت ، بصیرت ، نیک نامی ازخداوند تعالی-،ربّ هب لی حکما و الحقنی بالصالحین .اجعل لی لسان صدق فی الاخرین (شعراء84) • درخواست و اظهارنیاز به مصلحت و خیر؛ ربّ إنّی لما أنزلتَ من خیرِ فقیرٌ(قصص 24) • درخواست رفع کینه نسبت به مؤمنان(حشر 10) –رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ- پروردگارا، بر ما و برادران دینی‌مان که در ایمان پیش از ما شتافتند ببخش و در دل ما هیچ کینه و حسد مؤمنان قرار مده، پروردگارا، تویی که بسیار رؤوف و مهربانی. • درخواست نسل پاک و صالح . ربّ هب لی من لدنک ذریةً طیبة(آل عمران38) • درخواست هدایت همسر و فرزندان. ربّنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و جعلنا للمتقین اماما(فرقان 74) • استغاثه انبیاء-مثل یونس -لا اله الا أنت سبحانک أنّی کنت من الظالمین.(انبیاء 87) امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرمود: یوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَی الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ یوْمِ الظّالِمِ عَلَی الْمَظْلُومِ. روز داد خواهی مظلوم بر علیه ظالم سخت تر است از روزی که ظالم ستم بر مظلوم می کند.(نهج البلاغه فیض الاسلام) پیامبر(ص) فرمود: خداوند را با حال یقین به اجابت بخوانید (عدة الدّاعی ص 144) وَ الْإِغَاثَةَ لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِک مَبْذُولَةٌ ویاریت بر آنان که از تو یاری طلبند بذل و بخشش است. امام علی (ع) فرمود: زیاد از خداوند کمک بگیرید تا امور مهمّه ات را کفایت کند و کمک کند بر آنچه به تو نازل می کند.(نهج البلاغه نامه 34) استعانت و یاری گرفتن از پروردگار :انواع کمک گرفتن از خداوند نه غیر او: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ(بقره 45) یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز (با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن. نمازِ با توجّه، انسان را به ياد قدرت بى‌نهايت خدا مى‌اندازد و غير او را هر چه باشد كوچك جلوه مى‌دهد. مِهر او را در دل زياد مى‌كند، روحيّۀ توكّل را تقويت مى‌كند وانسان را از وابستگى‌هاى مادّى مى‌رهاند. همۀ اين آثار، انسان را در برابر مشكلات مقاوم مى‌سازد. صبر و مقاومت، كليد تمام عبادات است. فرشتگان به اهل بهشت سلام مى‌كنند، امّا نه به خاطر عبادت و نماز و حج و زكات آنان، بلكه به خاطر مقاومت و پايدارى آنها در دین؛ -صبر ونماز، دو اهرم نيرومند در برابر مشكلات است. هر چه در آستان خدا اظهار عجز و بندگى بيشتر كنيم، امدادهاى او را بيشتر دريافت كرده و بر مشكلات پيروز خواهيم شد. • کمک گرفتن از خداوند در امور تکوینی"مثل خرج برای امام زمان(ع)یا اهل بیت (ع)" • کمک گرفتن از خداوند در امور معنوی "ایّاک نعبد و أیّاک نستعین" • کمک گرفتن از خداوند در امور بندگان" انجام کار نیک و عام المنفعه) وَ عِدَاتِک لِعِبَادِک مُنْجَزَةٌ ووعده هایی که به بندگانت دادی وفایش حتمی است. وفای به عهد؛-وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُوونَ (مؤمنون 8)- و آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا می‌کنند. أَمَانَاتِهِمْ: مراد از امانت، هر آن چیزی است که شخص را بر آن امین دانسته باشند، اعم از تکالیف شرعی خدا یا اموال سپرده مردم. عهدهم؛ پیمان با خدا با پذیرش دین او، و پیمان با مردم در مصالح جامعه مراد است. رَاعُونَ: رعایت‌کنندگان. امانتداران و نگاهدارندگان عهد و پیمان. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آخرين لحظه‌هاى عمر خود به حضرت على عليه السلام فرمود: «أدَّ الامانة الى البر و الفاجر فيما قل و جَلّ حتى الخيط و المخيط» امانت را به صاحبش برگردان، چه نيكوكار باشد و چه گناهكار، ارزشمند باشد يا ناچيز، اگر چه مقدارى نخ باشد و يا پارچه و لباسى دوخته شده باشد. (بحار، ج 77، ص 273.) امام خمینی (ره) فرمود: همه نعمتهای مادی و معنوی و سیاسی وحتی جمهوری اسلامی امانت الهی است.(صحیفه امام) پیامبر(ص) فرمود: لا دینش لمن لا عهدَ له و لا ایمانَ لمن لا أمانةَ له :کسی که به عهدش وفا نمی کند ، دین ندارد و کسی که امانت داری نمی کند ایمان ندارد .(نوادر راوندی ص5) إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا-(نساء58) همانا خدا به شما امر می‌کند که امانتها را به صاحبانش باز دهید. « الأمَانَاتِ»: امانتها. هر چیز که حق دیگران بدان تعلّق گیرد و نگهداری و پس‌ دادن آن به صاحب آن واجب باشد. دانش امانت است. مال امانت است. تکالیف خدا و ودائع (ودیعه ) مردم امانت است. در روايات متعدّد، منظور از امانت، رهبرى جامعه معرّفى شده كه اهلش اهل‌بيت عليهم السلام مى‌باشند. اين مصداق بارز عمل به اين آيه است. آرى، كليد خوشبختى جامعه، بر سر كار بودن افراد لايق ورفتار عادلانه است و منشأ نابسامانى‌هاى اجتماعى، رياست نااهلان وقضاوت‌هاى ظالمانه است. حضرت امير عليه السلام فرموده است: «من تقدّم على قوم و هو يرى فيهم من هو افضل، فقد خان اللّه و رسوله والمؤمنين» هر كس خود را در جامعه بر ديگران مقدّم بدارد و پيشوا شود در حالى كه بداند افراد لايق تر از او هستند، قطعاً او به خدا و پيامبر و مؤمنان خيانت كرده است. ( كافى، ج 1، ص 277.) امام‌ باقر عليه السلام فرمود: اوامر ونواهى خدا امانت‌هاى‌الهى هستند.(تفسیر نور الثقلین) امام علی (ع) می فرماید: "قلّما یُنصِف اللسان فی نشرٍ قبیح او احسان " کمتر پیش می آید که زبان در نشر دادن زشتی یا نیکی کسی به انصاف روی اورد( غررالحکم ج4ص495ح6724) وَ زَلَلَ مَنِ اسْتَقَالَک مُقَالَةٌ هرکس که از تو در برابر لغزشهایش طلب بخشش دارد نادیده گرفته نشود. پیامبر(ص) فرمود: من یعفُ اللهُ عنه و من کظم الغیظ یأجرُهُ الله – هر کس گذشت کند ، خدا نیز از او گذشت می کند و هرکس خشم خویش را فرو برد ، خداوند او را پاداش دهد.(تفسیر قمی ج1 ص291) وَ أَعْمَالَ الْعَامِلِینَ لَدَیک مَحْفُوظَةٌ و عمل نیکوکاران نزد تو محفوظ است. وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَلَّا فِي كِتَابٍ مُبِين (یونس 61) و تو در هیچ حالی نباشی و هیچ آیه‌ای از قرآن تلاوت نکنی و به هیچ عملی تو و امت وارد نشوید جز آنکه ما همان لحظه شما را مشاهده می‌کنیم و هیچ چیز به وزن ذره‌ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست و کوچکتر از ذره و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق (و لوح علم الهی) مسطور است. امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه پيامبر اين آيه را مى‌خواند، به شدّت مى‌گريست.(مجمع البیان) خداوند، هم شاهد بر افكار بشر، «شَأْنٍ» هم بر گفتار «تَتْلُوا» وهم بر كردار اوست«لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً » وَ أَرْزَاقَک إِلَی الْخَلَائِقِ مِنْ لَدُنْک نَازِلَةٌ – وروزیهای جمیع خلایق از جانب تو نازل است. امام علی(ع) فرمود: مردم نانخورهای خدایند . خداوند روزی آنها را ضمانت و خودراکشان را مقدر کرده است. (نهج البلاغه خطبه 91) معنای رزق: کلمه «رزق» که معادل فارسی آن «روزی» است؛ یعنی هر چیزى که موجودى دیگر را در بقاى حیات و زندگی‌اش کمک نماید، و در صورتى که آن رزق، ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتى ملحق به آن شود، حیاتش ادامه مى‏‌یابد. مال حرام رزق نیست: آنچه انسان در راه حرام مورد بهره‌‏بردارى قرار می‌دهد، رزق خدا نیست، و نباید وسیله معصیت را به خدا نسبت داد؛ به دلیل این‌که خداوند گناهان بندگان را به خود نسبت نداده، و تشریع عمل زشت را از خود نفى نموده است: «قُلْ اِنَّ اللَّهَ لا یَاْمُرُ بِالْفَحْشاءِ، اَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»اعراف28) : بگو خداى تعالى به عمل زشت امر نمی‌کند. آیا علیه خدا سخنانى می‌گویید که دلیل علمى بر آن ندارید. روزی بخششی بدون عوض است: وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا ......... هیچ جنبده‌‏اى در زمین نیست مگر آن‌که رزقش به عهده خدا است.(هود 6) حضرت على عليه السلام در وصيّت به فرزندش امام حسن(ع) مى‌فرمايد: رزق دوگونه است: نوعى از آن را بايد با تلاش و كوشش بدست آورى و نوعى ديگر خود به سراغ تو مى‌آيد. (مثل نور، باران وهوا در طبيعت و هوش، حافظه واستعداد در انسان).-( بحار، ج 5، ص 147.) پس زرق با اینکه بر خدا حق است، از آن‌جا که حقى است که خود به عهده گرفته، عطیه‏‌اى است از ناحیه او، از این‌جا روشن می‌شود؛ هر انسانى که با حرام روزى می‌خورد، سهمى و رزقى از حلال دارد؛ زیرا خداى تعالى منزه از آن است که رزق انسان را بر عهده گیرد، آن‌گاه از مسیر حرام او را روزى دهد، و در عین حال او را از خوردن حرام نهى کند، و در آخرت عذاب نماید. تقسیم رزق: تقسیم رزق به دو قسم عام و خاص است:رزقی که خداوند تعیین کرده هم برای مؤمن است و هم برای کافر- منتها در این میان آنچه مهم است آزمایش بندگان در فقر وغناست. قهراً از هر رزقى آن مقدار رزق است که مورد انتفاع واقع شود، پس اگر کسى مال بسیارى جمع کرده که به غیر از اندکى از آن‌را نمی‌خورد، در حقیقت رزقش همان مقدارى است که می‌خورد، بقیه آن رزق او نیست، مگر از این جهت که بخواهد به کسى بدهد که از این جهت رزق است و از جهت خوردن رزق نیست. پس وسعت روزى و تنگى آن ربطى به زیادى مال و اندکى آن ندارد.( ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏3، ص 137- 141؛) روزی بدون حساب "إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ؛ "خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى ‏دهد.(آل عمران 37) پیرامون معنای روزی «بدون حساب» دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد: توصیف رزق به صفت بی‌حسابى، از این‌رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می‌گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق. هر کس را بخواهد بی‌حساب روزى می‌دهد؛ یعنى بدون بخل و سخت‌گیرى روزى می‌دهد. این آیه مانند این مثال است که فلان کس بی‌حساب انفاق می‌کند؛ یعنى خیلى سخاوتمندانه و خالى از بخل؛ زیرا عادت بخیل و سختگیر از خرج، این است که در خرج و انفاق خیلى حسابگر و دقیق است.( مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 728.) وَ عَوَائِدَ الْمَزِیدِ الیهم واصلةٌ بهره های پی در پی خداوند بر موجودات جاری وواصل است. توفیق انسانها دردوری از گناه و کسب علم و دانش و انجام کارهای خیر و عام المنفعه و حتی وقفهایی که انسانها به عنوان باقیات و صالحات جزء برنامه های خداپسندانه خود قرار می دهند همه بهره های دریافتی از سوی خداوند است. امام علی(ع) فرمود: هرکه خدا را مرشد و خیر خواه بگیرد به توفیق دست یابد.(غررالحکم 8477) رسول خدا(ص) می فرماید: من ارتقب الموت سارع فی الخیرات؛ هر کس که چشم به راه مرگ باشد، در کارهای خیر، شتاب می کند. (بحار الانوار، ج 77، ص 171) امیرالمؤمنین(ع) درباره آمادگی برای مرگ فرموده است: چیزی را که نمی دانی کی ناگهانی سراغت می آید، سزاوار است پیش از آنکه تو را فراگیرد، برای روبه رو شدن با آن آماده شوی. (میزان الحکمه، ج 9، ص248) از امام حسن مجتبی(ع) درباره راز ناخوشایندی مرگ پرسیدند: چرا از مرگ بدمان می آید و آن را دوست نداریم؟ فرمود: زیرا شما آخرت خود را خراب کرده و دنیایتان را آباد ساخته اید، از این رو منتقل شدن از محل آباد به ویرانه را، دوست ندارید. (میزان الحکمه، ج 9، ص 261) پس از مرگ انسان، جز از ناحیه سه عمل، پاداشی به او نمی رسد: صدقه ای که در حال حیاتش جاری ساخته و پس از مرگش هم جریان می یابد، سنت و روش هدایتی که بنیان گذاشته و پس از مرگ هم به آن عمل می شود و فرزند شایسته ای که برای او دعا می کند. (وسائل الشیعه، ج12، ص292) از دیگر مصادیق باقیات صالحات که پس از مرگ، شخص به عنوان عمل خودش از آن بهره می گیرد، مواردی است که امام صادق(ع) بیان کرده است. ایشان می فرماید: پس از درگذشت مؤمن، شش چیز است که (ثوابش) به او می پیوندد: 1-فرزندی که برای او آمرزش می طلبد، 2- قرآنی که بر جای می گذارد (و آن را می خوانند)، 3- نهالی که آن را می کارد، 4- صدقه آبی که آن را جاری می سازد، 5-چاهی که آن را حفر می کند 6- سنت و روشی که بنیان می نهد و پس از او دیگران به آن عمل می کنند. (من لا یحضره الفقیه ج1 ص185) وَ ذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرِینَ مَغْفُورَةٌ و گناهان اهل استغفار و توبه ،قابل بخشیدن است. امام علی(ع) فرمود: گناه نکردن آسانتر از توبه کردن است. (البحار 73/364/96) ستونهای توبه :امام علی(ع)فرمودند: "توبه بر چهار پایه استوار است : پشیمانی در دل ، آمرزش خواهی به زبان، عمل کردن با اعضای بدن ، تصمیم بر بازنگشتن به گناه." امام باقر(ع) فرمودند : از زمین خوردن بپرهیز و این بهتر است از اینکه زمین بخوری و از کسی خواهش کنی که بلندت کند. (البحار 78/187/31) امام صادق(ع) می فرماید: از هوا ها و خواهشهای خود حذر نمایید چنانکه از دشمنان خود حذر می کنید هیچ چیز برای مردم ، دشمن تر از متابعت از هواهای نفسانی نیست(بحارالانوار70/82/ 17) حضرت امام«ره» چه خوش می‌فرمود: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت خدا نكنيد». این جمله از آیه «اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللّه‏ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ»گرفته شده و بر اساس این آیه شریفه می‌توان گفت: همه جا محضر پیامبراکرم«ص» و محضر ائمه طاهرین«ع» است. همه جا محضر امام زمان«روحی‌فداه» است و ادب حضور باید مراعات شود. درروایات زیادی نقل شده: بهترین و جامع ترین دعاها استغفار کردن است.خوش به حال کسی که در نامۀ اعمالش آمرزش خواهی بسیار یافت می شود. خداوند آمرزش طلبان را می آمرزد مگر بنده خواهان آن نباشد.هر کس گناه کند خداوند هفت ساعت به او مهلت می دهد تا توبه کند و بخشیده شود.آمرزش خواهی از خداوند روزی را زیاد می کند ، و غم و اندوه را بر طرف می نماید . امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : من أعطی الاستغفار لم یُحرم المغفرة(نهج البلاغه حکمت 135) به هرکس نعمت آمرزش خواهی داده شود از آمرزیده شدن محروم نشود. این در گه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آی حدیث قدسی: در حدیث قدسی دیگری آمده است که خداوند می فرماید: اگر بنده هایی که به من پشت می کنند بدانند که چقدر به آنان اشتیاق دارم از شوق خواهند مرد. در روایتی از حضرت امام باقر(ع) همین معنا را می‌یابیم: خدا سه چیز را در سه چیز دیگر پوشانده: خشنودی‌اش را در طاعتش قرار داده، پس هیچ طاعتی را کم مشمار، شاید رضایت خدا در آن طاعت باشد. دوم: خشمش را در معصیت پوشانده، پس معصیتی را ناچیز مشمار، شاید خشم او در آن معصیت باشد. سوم: اولیائش را در مردمان پنهان کرده، پس کسی را تحقیر مکن! شاید همو ولی خدا باشد. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۸۷، حدیث ۲۷. ) وَ حَوَائِجَ خَلْقِک عِنْدَک مَقْضِیةٌ ونیازهای خلق تو از نزد تو بر آورده می شود. امام صادق(ع) فرمود: شیعه ما دست نیاز به سوی مردم دراز نمی کند گرچه از گرسنگی بمیرد. (وسایل الشیعه 6/309/15) کسی‌که به آن‌چه خدا برای او مقدر کرده راضی نباشد خواه ناخواه چشم طمع به مال دیگران خواهد داشت که در نتیجه، دست نیاز به‌ سوی آنان دراز خواهد کرد و این خود موجب ذلت و خواری او خواهد شد. نتیجه دیگر دست نیاز به‌سوی دیگران دراز کردن، نگرانی و تشویش خاطر است. "رَبِّ انّى لِما انْزَلْتَ الَىَّ مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ؛ پروردگارا ! به آن‌چه برایم فرو فرستى از خیر نیازمندم (سوره قصص، آیه ۲۴). يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة .( المائده / 35 .) اي كساني كه ايمان آورده ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله اي براي تقرب به او بجوئيد . وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْراً.(طلاق3) هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را بس است؛ همانا خداوند به خواست خویش می رسد و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.(ایت الله بهجت به نقل از روایات ؛سه توحید و سه صلوات و دعای سوم طلاق ،" وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْث لا یَحْتَسِبُ" سه بار -برای رفع گرفتاریها - وَ جَوَائِزَ السَّائِلِینَ عِنْدَک مَوْفُورَةٌ ورسیدگی تو به نیازمندان فراوان و کامل است. علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام می نویسد،" و اعلم ان الذی بیده خزائن السماوات و الارض قد اذن لک فی الدعاء، و تکفل لک بالاجابة، و امرک ان تسأله لیعطیک، و تسترحمه لیرحمک "، و بدان خداوندی که گنجینه های آسمان و زمین در تحت قدرت او است، به تو اجازه دعا داده است و تضمین کرده برایت اجابت را و تو را امر کرده است که از او سؤال کنی تا به تو عطا کند و طلب کنی رحمت را تا بر تو رحمت بفرستد. لکن برای ظهور این عنایتها برای درخواست کنندگان نیز شرایطی لازم است که باید به آن توجه نماید. بنابراین چون خداوند متعال می خواهد که بنده اش او را در تمامی شئون همه کاره بداند، وقتی این گونه بود و از او هر کمالی را سؤال کرد به شرط تحقق بقیه شرایطش، فیض و اجابت و جایزه اش حتمی است لکن به واسطه مصالحی مقدر نیست که تمامی خواسته های مادی به انسان مؤمن داده شود، شاید این انسان از او غفلت پیدا کند و موجب طغیان او شود ولی خواسته های معنوی که کمال حقیقی هستند به اندازه ظرفیت درک و تحصیل شرایط دیگر، نزد حق تعالی آماده است. وَ عَوَائِدَ الْمَزِیدِ متواترهٌ احسان و کرامت تو پی در پی و فراوان است. امام رضا (ع) فرمود: خدای عزّوجلّ به یکی از پیامبران خود وحی فرمود : هر گاه اطاعت شوم خشنود گردم و چون خشنود گردم برکت دهم و برکت من بی پایان است.(کافی2/375/26) وَ مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِینَ مُعَدَّةٌ نیاز موجودات به خدا جهت حفظ بقای خود. پروردگار عالمیان، آن کسی است که مرا خلق کرده و هدایتم نموده است و آن کسی است که مرا می خوراند و می نوشاند، بنابراین چنین موجوداتی با توجه به مرتبه وجودی خود، تکویناً از خداوند متعال طلب اطعام می کنند هر چند توجه آگاهانه به آن نداشته باشند و خداوند هم با ایجاد زمینه ها به این تقاضای وجودی دائماً جواب مثبت می دهد، لکن کمال انسان در این است که به این حقیقت توجه آگاهانه داشته باشد، پس باید همواره در رفع این نیازمندی به او توجه داشت و از او آن را درخواست نمود، هرچند به حسب ظاهر وظیفه داریم در این راه تلاشی بکنیم، از این جهت ائمه علیهم السلام با دستورات مستحبی ما را به این حقیقت متوجه می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: از مصادیق شرک خفی آن است که کسی بگوید اگر فلانی نبود هلاک می شدم و اگر فلانی نبود حتماً به فلان چیز می رسیدم و اگر فلانی نبود عیالم ضایع می شدند، آیا نمی بینی که برای خدا در ملکش شریک قائل شده است که او را رزق می دهد و از او مشکلات را دفع می کند؟ راوی عرض کرد: این طور بگوید:؟ اگر خدا بر من منت نمی نهاد به واسطه فلانی، حتماً هلاک می شدم، حضرت فرمودند: بله این طور اشکال ندارد.( علامه مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۱۰۶.) وَ مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ لَدَیک مُتْرَعَةٌ سیراب شدن تشنگان به افاضه خداوند آب حقیقی و مادی که خداوند در اختیار کافر و مؤمن قرار داه است. آب معنوی که افاضه خداوند برای تشنگان معنوی است همان انسانهایی که مرتکب گناه نشده اند چه صغیره و چه کبیره- آنهایی که سالک الی الله هستند ودرانجام نمازهای مستحبی و نماز شب کوتاهی نمی کنند و عدالت شیوه زندگی انهاست.،پس نزول برکات و فیوضات برای چنین انسانی از نزد خداوند فراوان است . امام علی (علیه‌السّلام) در ارتباط با ویژگی‌های سالکی که به سوی پروردگارش ره می‌پیماید، چنین می‌فرماید: «همانا عقل خود را زنده کرد، و نفسش را میراند، به طوری که جسمش باریک، و دلش نرم شد، و نوری در نهایت فروزندگی برایش درخشید، که راه را برای او روشن کرد، و به آن نور راه را پیمود، ابواب سلوک، او را به در سلامت و خانه اقامت راندند، و قدم‌هایش همراه آرامش تن در جایگاه امن و راحت استوار شد؛ چرا که قلبش را به کار گرفت و پروردگارش را خشنود ساخت»( سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ص۳۳۷.) "إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُکي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ"(ایه162انعام) نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است. اللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِی وَ اقْبَلْ ثَنَائِی وَ أَعْطِنِی رَجَائِی [جَزَائِی] وَ اجْمَعْ بَینِی وَ بَینَ أَوْلِیائِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ ع إِنَّک وَلِی نَعْمَائِی وَ مُنْتَهَی رَجَائِی وَ غَایةُ مُنَای فِی مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَای بارالها، دعای مرا اجابت فرما. وذکر نیکو و جمیل(حمد وثناء ام) را ازمن قبول بفرما.و پاداشم را بخوبی عطا فرما به سبب ذکر و دعای نیکو ،و بین من و اولیاء ودوستانم جمع فرما- (دوستان من اولیائی هستند که تو آنها را برما وسیله قراردادی تا بوسیله آنها در دنیا سوی تو آییم و درآخرت از شفاعت آنها بهره گیریم)بحق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) – همانا تو ولی نعمت های من و نهایت امید و آرزوی من و سر حد نهایی آرزویم در دنیا و آخرت هستی. اطاعت از پیامبر و ذوی القربی اطاعت از انبیاء و اولیاء از این جهت است که تبعیت از ایشان، همان متابعت خداوند متعال است که: من یطع الرسول فقد اطاع الله : کسی که رسول را اطاعت کند پس به تحقیق خدا را اطاعت کرده است، و شرط محبت خداوند متابعت از پیامبر است.(نساء80) قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله :بگو ای پیامبر: اگر خدا را دوست دارید از من تبعیت کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد، و اجر رسالت (که لازم است اعطاء گردد) چیزی جز مودت ذوی القربی و اهل بیت پیامبر علیهم السلام نمی باشد، .(آل عمران31) قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی : بگو ای پیامبر! بر امر رسالت مزدی از شما جز محبت نسبت به نزدیکانم نمی خواهم و چون رسالت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و مزد بر آن، جز برای رفع انسان نیست، (شوری 23) قل ماسئلتکم من اجر فهو لکم : بگو ای پیامبر! آن مزدی که از شما می خواهم، آن به نفع شما می باشد. و آن منفعت جز راهیابی به طرف حق تعالی نیست، (سبا 47) قل مااسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا : بگو ای پیامبر! بر رسالتم مزدی از شما نمی خواهم مگر آنکه بخواهد به طرف پروردگارش راهی داشته باشد (فرقان 57) و این راهیابی جز با مودت ذوی القربی و اهل بیت آن حضرت محقق نمی شود از این جهت امر به مودت ایشان کرده است، پس باید مراد از مودّت ایشان تبعیت از ایشان از روی مهر و محبت باشد، بنابراین اهل بیت باید به گونه ای باشند که محبت و تبعیت و قرب با آنها، موجب محبت و تبعیت و قرب به خداوند متعال شود و این در صورتی است که ایشان به تمام معنا و در تمام شئون هستی، بنده حضرت حق باشند. ایشان خود و همه شئون خود و موجودات را فقیر درگاه الهی می دانستند و می دیدند، از این جهت تبعیت از ایشان در طول تبعیت از رسول خدا و خداوند متعال است نه در عرض آن تا به شرک و استقلال منتهی شود. پیامبر اکرم(ص) بارها در معرفی اهل بیت خود (5تن آل عبا) در مکان های مختلف آنها را زیرعبا ی خود جمع کرده و مانع حضور دیگران شده بود و این داستان حکایت از تعارض روایات ندارد. آیه تطهیر: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا; خداوند مى خواهد هرگونه پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد فی تفسیر علی بن ابراهیم و فی روایه ابی الجارود عن ابی جعفرعلیه‌السلام فی قول الله عز و جل: «انما یرید الله …» قال: نزلت هذه الایه فی رسول الله و علی ابن ابیطالب و فاطمه و الحسن و الحسین صلوات الله علیهم و ذلک فی بیت ام سلمه زوج النبیصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مدعا رسول الله علیاً (امیر‌المومنین) و فاطمه و الحسن و الحسین صلوات الله علیهم ثم البسهم کساء له حبریا و ذخل معهم فیه ثم قال: اللهم هولا اهل بیتی، و عدتینی فیهم ما وعد تینی اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا فقالت ام سلمه و انا معهم یا رسول الله قال البشری یا ام سلمه فانک الی خیر. امام باقر علیه‌السلام در نزول آیه‌ی «انما یریدالله …» فرمود : این آیه در حق رسول خدا و امیر‌المومنین و فاطمه و حسن و حسین است و داستان این است: که در اطاق استراحت ام‌سلمه همسر پیغمبر علی و سایر نامبردگان اجتماع فرموده بودند و آیه نازل شد، پس از فرود آمدن آیه‌ی کریمه، پیغمبر آنان را به پیش خواند و روی آنها پوششی از پارچه‌ی حبری کشید، و خود هم، زیر آن پوشش رفت و گفت: پروردگارا آن اهل بیتی که به من وعده‌ی آنچنانی فرمودی، کسی جز این زیر کساء رفتگان نیست، ای خدا اینان را از آنچه پلیدی و آلودگی است دور فرما، و پاکی فراوانی عنایت نما، ام سلمه از شوهر بزرگوار پرسید: منهم در این دعا و عنوان شریکم؟ پیغمبر فرمود: خوشحال باش که مسیر تو نیز زندگی شرافتمندانه است. 2-فی عیون الاخبار فی احتجاج امیر‌المومنین علیه‌السلام علی الناس یوم الشوری قال: انشد کم الله هل فیکم احد انزل الله و فیه آیه التطهیر علی رسول الله: انما یرید الله … فاخذ رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم کساء خیبر یا فضمنی فیه و فاطمه و الحسن و الحسین ثم قال: یا رب هولا اهل بیتی فاذهب عنهم الرجس و طهر هم تطهیرا غیری؟ قالوا اللهم لا. در شورای شش نفری، از ادله‌ ای که امیر‌المومنین برای اثبات جانشینی خود بعد از پیغمبر اقامه فرمود، این بود: آیا آیه‌ی «انما یریدالله …» جز در حق ما نازل شده است؟ و آیا جز ما کسی دیگر را آنگاه که آیه نازل شد پیغمبر در زیر پارچه‌ی خیبری برد و عرض کرد: پروردگارا اهل بیت من اینانند …؟ همه گفتند: نه، غیر از این نیست، خدا می داند همین طور است. تاریخ چه می گوید: تمام انبیاء در خطرها" 5 تن" را به عنوان وسیلۀ تقرّب به پروردگار و در خواست حاجات خویش بر زبان می آوردند و برای نجات خویش به محمّد و آل او متوسل می شدند. یوسف آن زمانی که توسط برادران به چاه انداخته شد؛ در تنهایی چاه به دستور ملکی که از طرف پروردگارآمده بود؛ متوسل به پنج تن آل عبا شد. موسی در هنگام انداختن عصایش ؛ که وحشت و ترس قلب او را فرا گرفته بود ، گفت: خداوندا ، به حق محمّد و آل محمّد مرا ایمن دار. خداوند به موسی فرمود: نترس تو بر آن مسلط خواهی بود. نوح زمانی که بر کشتی سوار شد از غرق شدن ترسید و به خدا پناه برد ؛ عرض کرد: خداوندا ! من از تو می خواهم به حق محمّد و آل محمّد ، مرا از غرق شدن نجات دهی ، خدا او را نیز نجات داد.(بحار الانوار ج26ص319) نام پنج تن در تورات و انجیل: بر طبق برخی احادیث اسامی پنج تن آل عباء (ع) یعنی پیامبر اکرم (ص)، امام علی(ع)، حضرت زهراء (ع)، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) در انجیل و تورات ذکر شده است از جمله در مناظرات امام رضا (ع) با جاثلیق (از مقامات کلیسا) و رأس الجالوت ( رهبر یهودیان) به این نکته اشاراتی شده است. حال سوال این است كه آیا كتاب تورات و انجیل به همان شكلی كه نازل شده باقی مانده است؟ جواب این است كه تقریباً بیشتر محققین یهودی و مسیحی و همه علمای مسلمان متفق¬اند كه كتاب تورات تحریف شده است و تورات كنونی پس از اسارت بابلی و در دوره كاهنان (یعنی 500 سال قبل از میلاد و قرن ها بعد از وفات حضرت موسی) تألیف شده است] و قرآن نیز می فرماید یهودیان « … كلمات را از موردش تحریف می كنند …»و «پس وای بر آن ها كه كتاب را با دست خود می نویسند، سپس می گویند: این از طرف خداست تا آن را به بهای كمی بفروشند(مائده 13- بقره79) … نام پنج تن در تورات و انجیل: در انجیل برنابا می نویسد: چون آدم وحوا از بهشت بیرون شدند مشاهده کردند که بالای دروازه بهشت نوشته اند:لا اله الا الله محّمد رسول الله ..(انجیل بر نابا 41/33) انجیل یوحنا از قول حضرت عیسی نقل شده است: لیکن من راست می گویم به شما که شما را مفید است که اگر من نروم ،پارقلیط نزد شما نخواهد آمد. اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد(انجیل یوحنا 16/7/8) (کلمه پارقلیط(سریانی) ترجمه از اصل یونانی " پریکلیطوس" است که به معنی بسیار ستوده و بی نهایت نامدار است و در عربی به محمّد و احمد ترجمه می شود: (بشارات عهدین ص222) البته در طول تاریخ عده زیادی از مسیحیان و یهودیان حتی نویسندگان مهمی چون محمد صادق فخر الاسلام (که بعد از تشرف به دین اسلام این نام را بر خود انتخاب کرد- او کتابهای متعددی در مورد اسلام مسیحیت و سایر ادیان نوشته است) به دلیل وجود همین بشارتها به دین اسلام گرویده اند و از مسیحیت و یهودیت اعراض کرده اند. در تفسیر الدر المنثور از ابن عباس نقل شده که رسول خدا مدت نه ماه هر روز به هنگام وقت نماز به درب خانه علی می آمد و می فرمود: «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا الصلاه یرحمکم الله کل یوم خمس مرات ». در کتاب مذکور از ابوسعید خدری نقل شده که پیامبر(ص) چهل روز بر درب خانه فاطمه می آمد و سلام و رحمت خدا را برای اهل بیت آرزو می کرد و می فرمود: «انمایرید الله لیذهب عنکم الرجس (اهل البیت) و یطهرکم تطهیرا انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم ... در شواهد التنزیل حسکانی از جامع تمیمی نقل شده که من و مادرم نزد عایشه رفتیم، مادرم از او در باره علی پرسید، عایشه گفت: چه گمان می بری به مردی که فاطمه همسر و حسن و حسین دو فرزند اویند، من به چشم خود شاهد بودم که رسول خدا آنها را با پارچه ای پوشانید و فرمود: خدایا اینهااز اهل بیت من هستند «اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا». در همان کتاب از ام سلمه روایت شده که آیه تطهیر در خانه من بر پیامبر(ص)نازل گشت، هنگامی که رسول خدا بود علی و فاطمه و حسین و حسین نیز در کنار اوبودند و من بر درب خانه ایستاده بودم و گفتم ای رسول خدا آیا من از اهل بیت تو نیستم؟ حضرت فرمود: خیر، تو از همسران پیامبری. این گونه روایات و مضامین در کتب اهل سنت بسیار است که پرداختن به آنها مجال وسیعی را می طلبد، و ما به همین چند نمونه اکتفا می کنیم. أَنْتَ إِلَهِی وَ سَیدِی وَ مَوْلَای تو پروردگار من و اقای من و مولای من هستی. اغْفِرْ وَ لِأَوْلِیائِنَا بیامرز ما را و دوستان ما را ، (دوستانی که اولیاء الله هستند ودرراه نبوت و امامت جانفشانی می کنند) وَ کفَّ عَنَّا أَعْدَاءَنَا و باز دار از ما دشمنان ما را. وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ أَذَانَا و آنها را از آزار و اذیّت ما بازشان دار. وَ أَظْهِرْ کلِمَةَ الْحَقِّ و کلمه و سخن حق را آشکار کن. وَ اجْعَلْهَا الْعُلْیا و کلمه و سخن حق را برتر قرار ده. وَ أَدْحِضْ کلِمَةَ الْبَاطِلِ کلمه باطل را در زمین فرو ببر. وَ اجْعَلْهَا السُّفْلَی و کلمه باطل را پست و پست ترقرارده.(باطل را با بصیرت خود نابود کنید و زیر پا له نمایید، چون چیزی است که عقل را به جهل تبدیل می کند) إِنَّک عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیر همانا تو بر هرچیزی قادر و توانایی. شناخت حق و باطل در قرآن: وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ:( حجر 85) و ما آسمانها و زمین و هر چه را که در بین آنهاست جز به حق (و برای مقصودی صحیح و حکمتی بزرگ) خلق نکرده‌ایم، أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا ۚ وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْييَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ ۚ كَذذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ (رعد 17) خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی بر آمد چنانکه فلزاتی را نیز که برای تجمل و زینت مانند طلا و نقره) یا برای اثاث و ظروف (مانند آهن و مس) در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد، خدا به مثل این (آب و فلزات و کف روی آنها) برای حق و باطل مثل می‌زند که (باطل چون) آن کف به زودی نابود می‌شود و اما (حق چون) آن آب و فلز که به خیر و منفعت مردم است در زمین درنگ می‌کند. خدا مثلها را بدین روشنی بیان می‌کند. باطل همچون كف است، زيرا: باطل رفتنى است، 2. در سايه حقّ جلوه مى‌كند، 3. روى حقّ را مى‌پوشاند، 4. جلوه دارد، ولى ارزش ندارد. نه تشنه‌اى را سيراب مى‌كند نه گياهى از آن مى‌رويد، 5. با آرام شدن شرايط محو مى‌شود، -6 بالانشين پر سر وصدا، امّا توخالى و بى‌محتوى است. وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا(اسراء -81) و (به امت) بگو که (دین) حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است. بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ(انبیاء18) بلکه ما همیشه حق را بر باطل غالب و فیروز می‌گردانیم تا باطل را محو و نابود سازد و باطل بی‌درنگ نابود می‌شود، و وای بر شما که خدا را به وصف کار باطل و بازیچه متّصف می‌گردانید. قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ(سبا49) بگو: (کتاب و رسول و یا شمشیر) حق آمد و دیگر باطل در اول و آخر (در دنیا و آخرت) محو و نابود است. «الْحَقُّ»: مراد اسلام است. «الْبَاطِلُ»: مراد کفر است. خطرات و آثار شوم انحراف، به خود انسان باز مى‌گردد. وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ ۚ......(شوری-24) ......... و باطل را محو می‌کند و حقّ را بفرمانش پابرجا می‌سازد؛..... سنّت خداوند بر محو باطل و پايدارى حقّ است. خداوند پيامبرش را با وعده نابودى باطل و پيروزى حقّ دلدارى مى‌دهد. شناخت حقّ و باطل در روایات: امام علی(ع) فرمود: باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگوئی دیدم.(نهج البلاغه ابن ابی الحدید 9/72)(خطبه 141) امام علی(ع) فرمود: ای مردم هر کس برادر خود را به استواری دین و درستی راه ، شناخت، نباید به گفته های مردم در بارۀ او گوش کند بدانید که گاه تیرانداز تیری رها می کند و تیرها به خطا می رود امّا تأثیر سخن باقی می ماند هر چند باطل و نادرست آن از بین می رود و خداوند شنوا و گواه است.(البحار 75/196/9و ح10) امام علی(ع) فرمود: حق عزبت دارد و سنگین و گواراست و باطل سبک و آسان است امّا کشنده (نهج البلاغه – الحکمة 376) امام علی(ع) فرمود: پیوسته با حقّ باش تا تو را در آن روزی که جز به حقّ داوری نمی شود در جایگاه پیروان حق جای دهد. (غررالحکم2360) ای انسان، حق گوئی و حق نگری زیباست و انسان باید حق گویی را رها نکند هر چند به زیان خودش باشد، البتّه کسی که سینه اش تنگ باشد تحّمل به جا آوردن حقّ را ندارد و از حقّ گریزان است .باید حقّ را شناخت همانگونه که باطل را هم شناخت تا پیرو حق بر باطل باشی. میزان تشخیص حق از باطل: تشخیص حق از باطل یکی از مهمترین مسائلی است که سرنوشت انسان را در دنیا و آخرت رقم می زند عوامل متعدد در این تشخیص ، نقش بسزایی دارد: 1-تکیه به حجتهای الهی ، خداوند دو حجت بر بندگانش ارزانی داشته است ؛ حجت ظاهری(رسولان و انبیاء و ائمه(ع) - و حجت باطنی(عقل )است. 2-شناخت حق و پرهیز ازشخصیت زدگی- دوری از پیروی کورکورانه که منجر به گم کردن مسیر شود. و دیگر ، لغزش انسان در اینکه به جای حق به اشخاص تکیه نماید. 3-امام علی (ع) می فرماید: حق را بشناس سپس اهل آنرا تشخیص بده (مجلسی . محمد باقر. بحارالانوار ج40ص126) 4-دشمن شناسی، کسی که دشمن را دوست قلمداد کند قطعا در تشخیص دچار اشتباه و انحراف خواهد شد. 5-تحقیق در مورد اخبار و شایعات ملاک دیگری که موجب تشخیص حق از باطل می شود . یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماًبِجَهالَة فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ (حجرات 6) اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى ناآگاهى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید. شناخت توحید از زبان امام رضا(ع) در نیشابور : امام رضا (ع) هنگام حرکت به سوی طوس در شهر نیشابوربه عنوان رهبر حقیقی مردم ، توجه همگان را به مسئله ای معطوف کرد که مهمترین مسائل در زندگی حال و آینده شان به شمار می رفت. امام فرمود: توحید پایۀ هر زندگی با فضیلتی است که ملتّها به کمک آن از هر نگون بختی و رنجی ، رهایی می یابند واگر انسان توحید را در زندگی خویش کم رنگ نماید همه چیز را از کف باخته است. در آن زمان امام می خواست به مردم بفهمانند که جامعۀ وسیع و پر تکاوی اسلامی آن روز ، از حقیقت توحید عاری و خالی است. امام فرمود: اگر ملت خواهان زندگی با فضیلت است پیش از آن که مسئله رهبری حکیمانه و دادگرانه برایش حل شود هرگز امورش به سامان نخواهد رسید.امام در بیانات خود فرمودند: اگر مردم به ولایت نگروند ، جهان صحنۀ تاخت و تاز ستمگران و طاغوتهایی خواهد شد که برای خویشتن حقّ قانونگذاری که مختص خداست قائل شده و با اجرای احکامی غیر از حکم خدا جهان را به وادی بدبختی ، نکبت ، شقاوت، سرگردانی، و بطالت خواهند کشاند.(سیره پیشوایان – استاد پیشوائی) باطل گرایی و خطرا آن: 1-رشد باطل در افکار و اندیشه و اجتماع ، اثر نا مطلوبی بر اعتقادات و سنتها و شیوه های رفتاری بشر دارد. الف: باطل گرایی و آثار تخریبی عرفانهای نوظهور و کاذب – و ترویج روشهای نادرست سلوک عرفانی- ب:قبول باطل و ریشه کنی روح ایمان و عقاید اسلامی و باورهای دینی- ودوری از اهل بیت(ع)-و قبول خرافات و اندیشه های باطل مثل دعا نویسی و کف بینی وسحر و جادو و غیره( تنها حق گویی و حق طلبی نجات دهنده انسان است.) ج:باطل گرائی ورواج شبهه افکنی در آیات و روایات و عبادت بخصوص در فضای مجازی (دور شدن جوانان از عبادات "نماز و روزه " و استقبال از بی بند وباری و فحشاء و از بین بردن حریم محرم و نا محرم واستقبال از خانه مجردی وتهدید بنیانهای خانوادگی ودوری از تشکیل خانواده و ازدواج و استفاده از مواد مخدر و قرصهای روان گردان و غیره -(که نتیجه ای جز گسترش جرم و جنایات و تخریب افکار عمومی ندارد.) چ: شکل گیری فرقه های گوناگون- فرقه های مهدویت و دیدار با امام زمان(ع).گسترش فرقه حجتی ، که مخالف امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است و دیگر نظری که دارد اینکه دین از سیاست جداست در حالیکه امام علی (ع) در نهج البلاغه فرمود: دین از سیاست جدا نیست. خ: ضدیّت با دین و رواج بدعتها – نو آوری در دین و پذیرش فرمولهای نو و ابداعی در نذورات. ابزارهای شناخت حق و باطل: • اندیشه و تعقل (امام علی می فرماید: عقل تو را کفایت می کند که راه گمراهی را از هدایت حق نشانت دهد.)- • وجدان، وجدانی که دائما بر کردار زشت فرد نهیب می زند و آنرا در برابر عمل زشتش ملامت می کند. • بصیرت، که شناخت حق و باطل را به انسان آموزش می دهد. خوارج نهروان افرادی مؤمن و پارسا و ظاهر الصلاح و مقدس بودند امّا بصیرت نداشتند از این رو در تشخیص حق از باطل دچار اشتباه شدند و در برابر امام خود ایستادند. • حضور در صحنه های جهادی و ایثار و شهادت و برخورد مستقیم با حوادث و رخداد ها که خود تعلیمی بر بشر است. • پروایی از هوای نفس ،هوای نفسانی که انسان را قرین افراد ناشایست می کند ،افرادی حیله گر و متقّلب در جامعه ، انان که به رنگ دین ،خود را می ارایند و قصدشان فریب مردم است . • جَو زدگی،ترتیب اثر دادن به شنیدنی ها و جوسازی ها ، نزاع و جدل و کنجکاوی بی جا از وسوسه های شیطانی است.این امر باعث می شود که در امور شک و تردید ایجاد گردد و در این حالت فاصله گرفتن از حق دور از انتظار نیست. • تعّصب، تعّصب و لجاجت یکی از موانع جدّی بر سر راه حق جویان است. گاهی به حقیقت یقین پیدا کرده امّا بخاطر لجاجت و تعّصب حق را (با پیروی از تمایلات درونی)انکار می کند.مانند زنان جامعه اسلامی ما که می دانند حجاب چیست و معتقدند وقبول دارند که خداوند در قرآن گفته ، ولی بخاطر تعصّب و تمایلات درونی و یا لجبازی با خانواده و اجتماع خود ، حاضر به رعایت آن نیستند.زمانی حضرت سید الشهداء سخنان به حق می گفت(بحار الانوار ج45ص8) ولی عده ای چنان جنجالی به راه انداختند که صدای امام در میان مردم گم شود . • عدم بصیرت، که ابزار شناخت و درک حقیقت را از کار می اندازد. بگونه ای که فرد را کرو لال و کور می کند ودیگر تعقل ندارد. • دنیا طلبی، غرق شدن در تعّلقات مادی – ثروت اندوزی ، خیانت ، جاه طلبی ، فزون خواهی ، اختلاس، دزدی و غارت ، احتکار، • حسادت ، حسادت و رقابت نا سالم یکی دیگر از موانع پذیرش حقّ است مانند آنچه که خلفاء اهل سنت نصیب جامعه ولایی و ولایتمداری کردند ، با غصب خلافت خود به طول بیست سال و کنار گذاشتن اهل بیت ، راه تربیت مردم مسلمان به وسیله ولیشان بستند و با رخنه در شریعت اسلامی باطل گرایی را رواج دادند. والسلام علی من اتبع الهدی 30 /محرم سال97 شمسی- تقدیم به ارواح شهداء بویژه شهدای کربلا و امام شیعیان حسین بن علی(ع)- منابع: علامه طباطبایی- تفسیر المیزان استاد قرائتی- تفسیر نور سید علی اکبر قریشی- فرهنگ لغات قاموس فرهنگ لغات نوین استاد مهدی پیشوائی- سیره پیشوایان استاد ری شهری- میزان الحکمه (15 ج فارسی) استاد ری شهری – نهج الدعاء غررالحکم و دررالکلم علی اصغر رضوانی- امام شناسی در قرآن استاد ری شهری – گزیده حکمت نامه پیامبر اعظم جواد محدثی- فرهنگ عاشورا جواد محدثی فرهنگ غدیر امام خمینی(ره) – آداب الصلوة اصول کافی – کلینی اینترنت – سایت غدیر و حوزه و عکس



برچسب‌ها: شرح, زیارت, امین الله,
صبر در مصیبتها و بلاها
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در شنبه هفتم مهر 1397 | بدون نظر

سفارش دین مبین اسلام در مورد بالا بردن صبر در مصیبتها و بلاها:

1-ارتباط با خدا 2- باور و یقین به نظام آفرینش و باور تقدیرات الهی ، وباور اینکه خداوند هر گاه بنده ای را دوست بدارد او را گرفتار بلا و سختیها می کند. گرفتاری از دست دادن مال و اولاد چیزی جز محبّت الهی نیست. عنه صلى الله عليه و آله : إذا أحَبَّ اللّه ُ عَبدا ابْتَلاهُ ، فإذا أحبَّهُ اللّه ُ الحُبَّ البالِغَ اقْتَناهُ . قالوا : و ما اقْتِناؤهُ ؟ قالَ : ألاّ يَتْرُكَ لَهُ مالاً و لا وَلَدا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، مبتلايش گرداند و چون بسيار دوستش بدارد او را از آنِ خود كند. عرض كردند: چگونه از آنِ خودش مى كند؟ فرمود: مال و فرزندى براى او نمى گذارد.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج18ص318-الدّعوات 461-166) 3- جزع، بی تابی و جزع " إنّ الانسان خُلق هلوعأ اذا مسّه الشرُّ جزوعا( معارج /19/20) همانا انسان، بى‌تاب و حريص آفريده شده است. هرگاه بدى به او رسد، نالان است. و هرگاه خيرى به او رسد، بخيل است. مگر نمازگزاران. آنان كه بر نمازشان مداومت دارند. 4- شکر و رضا:شاکر نعمتهای الهی و راضی بودن به رضای الهی- "اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم"(سجده زیارت عاشورا) 5-دعا " الا بذکر الله تطمئن القلوب"- یاد خدا دلها را آرامش می دهد. 6-پرداخت صدقه 7-اندیشه و عبرت – درقبل از نزول بلا و در هنگام بلا و برای دفع بلا استغفار را فراموش نباید کرد. 8-تسلیم در برابر خواست الهی؛ مهمترین مسئله اینکه در گرفتاریها شکایت به خدا نشود چون گرفتاریها بلا هایی هستند که با اختیار انسان بوجود می آید. در روایت است که خداوند تعالی به داود وحی فرمود: ای داود، تو می خواهی و من می خواهم ولی آن چیزی واقع می شود که من می خواهم ، پس اگر تسلیم خواست من شوی ، خواست تو را هم تأمین می کنم امّا اگر تسلیم خواست من نشوی تو را در راه خواسته ات به رنج و زحمت می افکنم آنگاه همان می شود که می خواهم. (بحار ج 5ص104)



برچسب‌ها: صبر, در, مصیبتها, و بلاها,
لبیک یا حسین لیاقت می خواهد:
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1397 | بدون نظر

لبیک یا حسین لیاقت می خواهد:

·        برای رسیدن به یقین دقّت در کارها لازم است. اگر خودت را به نفهمی بزنی نمی توانی بفهمی مگر بخواهی که بدانی و بفهمی که خدا در قرآن چه می گوید؛ قرآن پر از اشارات و کنایات در کشف حقایق است – قرآن می گوید؛ این بشر نمک به حرام که خدا عقلش داده شبانه روز چقدر از آیات خدا را می بیند امّا عبرت نمی گیرد و روی بر می گرداند – او باید با بی عدالتی بجنگد و با برپایی عدالت درس عبرت را به نمایش در آورد و بگوید با رفع بی عدالتی وظلم در جامعه از قبح دور و به حسن نزدیک شویم. ودیگراینکه این بشر آفریده شده باید با نمایش حجاب و عفت و غیرت و مبارزه با بی حجابی و بی عفتی جلوی پشت کردن به اعتقادات اسلامی را بگیرد .آیا پشت به قرآن کردن از طرف بعضی ها درست است؟  آیا نمایش باطل گرایی ،مبارزه طلبی و ایثارطلبی نمی خواهد آیا زنان و مردان آزاد هستند هر کاری را که می خواهند انجام دهند ! پس غیرت دینی و مذهبی فرد کجا رفته است.! آیا هوای نفس و عشق به زندگی دنیا به افراد اجازه می دهد تا جامعه را به سوی بی ارزشی و بی هویتی بکشاند ! بیاندیشید تا بتوانید  در پرتو ایمان و غیرت و عفت عزّت را برای خود بیابید و حفظ نمایید. اکنون زمان توبه کردن برای تمام اقشار جامعه است چه آنان که در حلقه مسئولیت هستند وچه آنان که مسئولیتی ندارند ولی حق رأی که دارند ! . اکنون زمان به خود آمدن است اکنون زمان بی تفاوتی نیست . بی تفاوتی ضربه مهلک به جامعه اسلامی ما می زند، و ما را بسوی دشمن بزرگ و شیطان بزرگ سوق می دهد .اگر یقین به خدا باشد ، اگر یقین در ایمان باشد شکست رخ نمی دهد و لبیک یا حسین را درست و صحیح بیان کرده ایم وگرنه غیر از این باشد همان مردم کوفه هستیم که علی و حسین را تنها گذاشتند.





برچسب‌ها: لبیک, یا, حسین, لیاقت, می خواهد,
دلم گرفته از کسانی که جهل را جانشین عقا کرده اند.
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در شنبه بیست و چهارم شهریور 1397 | بدون نظر

دلم گرفته - چه شده که ما معرفت را فراموش کرده ایم - چه شده که راهمان را به ذلت و خواری می کشانیم و خودمان نمی دانیم که داریم از روی جهل عمل می کنیم - با برداشتن روسری چه دردی دوا می شود - حال فکر کن دولت گفته روسریتان را بردار مگر تو برای نسل آینده ات تعهد نداری- چرا پس برای رواج فساد سعی و تلاش می کنی چرا دختر خودت را بسوی فحشاء و جنسیت سوق می دهی خوب اینکارها را حیوانات هم بلند هستند - تا حالا فکر نکردی که خودت و نسلت را از روی جهل نابود می کنی - مشگل فقط حجاب است- مشگل فقط دوری از غیرت و عفت است - چرا با مشگلات اقتصادی موجود آرزوی تغییر رژیم( به اصطلاح تو )را داری - وقتی به تو پیشنهاد می کنند برو حمام چرکهای بدنت را بشور و دوش بگیر و خودت را پاک کن آیا تا بحال به این موردهم ایراد گرفته ای که من باید چرک باشم و چرکی را دوست دارم -حال که چرکی و کثیفی را دوست داری فکر می کنی در این چرکی و این بحران ،گمشدگی در شخصیت تو نیست - سرگردانی در هویت تو نیست - اعصابت در این بحران و ناتوانی و جهل آیا آرامش دارد؟ درست می اندیشد و درست فکر می کند و درست راه را می توان از چاه تشخیص دهد. - حال با این چرکی در مترو و اتوبوس و جای های عمومی راه می افتی وبه همه چیز و همه کس فحش می دهی تا چه چیز را بدست آوری؟ دنبال چه هستی ؟ هدفت برایت مشخص نیست ؟ اگر از تو سوال کنند چرا بحران بوجود می آوری خودت نمی دانی چگونه جواب دهی چون تعقل جای خود را به جهل داده و سواد جای خود را به به بیسوداری داده و راه از چاه گم شده - متأسفم چه بار سنگینی را به دوش کشیده ای-  موریانه چه لایه ای در وجودت فعال  کرده از طریق فضاهای مجازی وعلم نداری و عقل نداری و تفکر نداری پس اسیر این فضاها می شوی و راهت را گم می کنی . قرآن در دستت است هر کلامش بینش است و درس است -بیا خودت را از قران و اهل بیت جدا نکند بیا به فضاهای مجازی و انحرافات یک مشت ادمهای فتنه گر و منافق نه - نه - نه بگو.
ودنبال عزّت مسلمانی عزّتی که اهل بیت برایت به تصویر کشانده اند باش تا راه را گم نکنی. والسلام



برچسب‌ها: دلم, گرفته, از, آدمهای, جاهل,
اطلاع رسانی
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در دوشنبه دوازدهم شهریور 1397 | بدون نظر

 

دوستان جهت بهره برداری از نوشته های اینجانب در شروح ادعیه به پیامرسان سروش مراجعه نمایید در  کانال

@dajmohkam



برچسب‌ها: کانالی, در, سروش,
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...