» رجوع به مقاله پاسخ به شبهات عاشورا
» شخصیت سازی
» زندگی براساس عدالت نه بر پایه هوی و هوس
» اسباب و انگیزه های حسد:
» تادیب نفس - ادب کردن نفس
درباره ما

lمقالات در موضوعات دینی و پرورشی
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
» فضیلت استغفار(استغفرالله ربی و اتوب الیه)
» درسهایی از پیامبر اسلام (ص) از کتاب حکمتهای پیامبر(ص)
» فتنه و آزمایش الهی
» شناخت امام
» انواع گناه
» حجاب
» کار خیر
» استادجوادی آملی-حق الله
» لباس شهرت
» پیام رجبعلی خیاط
» سه دستور از ایت الله قاضی وایت الله بهجت(ره)
» بدترین امت
» پیامهای عاشورا
» صلوات
» دفاع از ولی فقیه در زمان غیبت کبری
» امت رسول خدا چه کسانی هستند؟
» نماز
» رعب و وحشت دشمنان از نگاه رهبر (مدظله)
» اهداف دشمن از نگاه رهبر(مد ظله)
» شیوه های دشمن در مبارزه با نظام اسلامی
» نکته اخلاقی و آموزشی
» ماه جمادی الاول ماه شناخت فاطمه(س)
» تولدحضرت ز ینب کبری (س)مبارک
» خلفای راشدین
» اسم گذاری حضرت رسول (ص)
» درختکاری و ثواب آن
» معنای الله اکبر
» دوستی اهل بیت
» معنای زیارت
» صلوات
» شرک اصغر
» مقام معرفت
» شناخت ملائک
» مفلس کیست؟
» ظهور امام زمان
» زیارت معصوم
» عزّت خداوند به انسان
» قنوت
» ذکر
» لیلة الرغائب
» معنای ام داوود
» اعتکاف
» تعریف صحیح اسلام با گفتن یا علی
» براستی کلمه ولی در قرآن به چه معناست
» رستگاری
» انتظار یعنی چه؟
» قضا وقدر
» مصیبت و بلا
» تهجد شبانه
» مراقبت از دین
» خواص قرائت سوره یس
» از عمر خود استفاده نمایید!
» درخت علم محمّد و آل محمّد(درخت بهشتی)
» لیلة القدر
» شناخت احکام
» جوانی و شناخت این مرحله
» دعا
» خود شناسی خداشناسی است
» ایکاش اسلام را فدای خواستهای نفسانی خود نمی کردیم.
» حجاب از ضروریات دین
» دنیای مجازی
» غرورچیست؟
» دعای فرج
» علی کیست؟
» عید غدیر اکملت دینکم
» محرم
» مباهله چیست؟
» چرا امام حسین اهل بیت را با خود به کربلا برد؟
» زنان در جبهه حسینی چکار می کردند؟
» عاشورا چیست؟
» خودشناسی
» ماه صفر
» راه پیمایی اربعین
» انتخاب راه و طریق
» لعن دشمنان اسلام
» توبه
» خدا ناظر اعمال
» عید الزهراء
» پاسخ به سوال
» تحمل امورات
» مراقبت از دین
» معرفت خدا
» چگونه دعا کنیم؟
» lمبارزه با نفس
» امر به معروف
» آرزو
» شخصیت زن
» قم - حضرت معصومه
» ایمان چیست؟
» دعا از جنود عقل است:
» کرامتهای انسانی
» شخصیت همسران
» رایطه گناه با بیماریهای ناشناخته عصر جدید چیست؟
» گفتنیها در نماز:
» شرف زنان از دیدگاه رسول خدا (ص)
» ایام سوگواری حضرت زهرا(س)
» راه رفتن روی قبر:
» وصف بهشت:
» آثار مخرب شک در انسان
» مستصف فکری
» چرا امام حسن صلح کرد؟ چرا امام حسین قیام کرد؟
» شناخت یهود ونصاری
» چرا قبر فاطمه مخفی است؟
» فدک چیست و ارتباط آن با اشک های حضرت زهرا (س)چه بود؟
» صلوات مخصوص حضرت زهرا(س)
» حجاب از دیدگاه امام علی(ع)
» دفاع از ولی فقیه
» نهی از پیروی شیطان
» شیطان بر چه کسانی مسلط می شود؟
» ماه رجب
» نماز بر طرف کننده وسواس
» معنای هفت در جهنم !
» ذکر دوری از وسواس
» وسواس نوعی جهل است!
» کتابخوانی
» کتابخوانی جهان علوم از آن جدا نشوید
» منتظران مهدی(ع) بدانند
» شرایط انتخاب اصلح
» نماز شب
» روزه ماه رمضان
» وسیله یعنی چه؟
» نیاز انسان به دعا
» آموختن علم
» قمه زنی
» پایان صقر و احادیث جعلی
» جهاد با نفس
» یاد جانبازان
» از باطل گریزان باش
» دوری از خرافات
» لباس سیاه در عزاداری
» واقعه حرّه
» دهه محسنیه
» 9 دی ماندگار در تاریخ
» حقد و حسد هر دو از آتش اند
» احادیث احتکار
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» <-tagname-> (<-tagcount->),
رجوع به مقاله پاسخ به شبهات عاشورا
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در سه شنبه نوزدهم شهریور 1398 | بدون نظر

السلام علیک یا ابا عبدالله و رحمة الله و برکاته - لبیک یا حسین - حسین جان روز عاشورا روز پایداری حق بر باطل است پس با نشر مقاله پاسخ به شبهات عاشورا در این وبلاگ و یا در کانال سروش@dajmohkam حق و حقیقت برای طلاب و دیگران مشخص خواهد داشت بخصوص امروز که فضای مجازی با توطئه های اسرائیل و آمریکا بر علیه اعتقادات شیعه قد علم کرده پس بدانید تا از فرزندان زهرا (س) در همه جا و در همه فضا ها دفاع نمایید که بدترین چیز در این زمان نادانی و بدون علم بودن است . پس بدانید تا دفاع کنید در همه فضاها - آنوقت لبیک یا حسین به معنای واقعی تجلی می یابد.رجوع



برچسب‌ها: دجوع, به, مقاله, پاسخ, به, شبهات, عاشورا,
شخصیت سازی
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در سه شنبه دوازدهم شهریور 1398 | بدون نظر

بنام خدا

شخصیت نگاری

علیکم انفسکم

تا بحال ناظر اعمال و رفتارو کردار و گفتار خود بوده ای ؟! میزان برای تو چیست؟! به شاکله خود اندیشیده ای(نفس را چگونه یافته ای)؟! صاحب چه شخصیتی هستی؟!

اعتماد به نفس را قبول داری؟!

تا بحال اعتماد دیگران را جلب کرده ای؟ !

کنترل گفتار را در زمان حاضر و در عصر فضای مجازی چگونه تفسیرو تعبیر می نمایی؟!

طلبه  هستی شیوۀ پند دادنت چگونه است؟!

ملاکت در زندگی غُرغُر کردن است یا سرزنش کردن ویا اهل کنایه هستی؟ !

سخنانت بیهوده وبی منطق است یا اثر بخش و پر منفعت؟!

رابطه عجیبی بین اخلاق و زبان است ،تهمت ،دروغ،عیبجویی،ویا سکوت و به موقع سخن گفتن  را می پسندی و عمل می کنی یا خود را گرفتار چهل گناه زبان می کنی که شمردنش اشک انسان را در می آورد؟!

بدترین حالت انسان غفلت است در این مرحله چکاره ای؟!

تا بحال خود را از بحث و جدال محفوظ داشته ای؟!اگر چنین عمل کرده ای پس بدان که می توانی با سخنان صحیح جلوی ضررهای بزرگ خود و دیگران را بگیری چون اهل منطق هستی؟!

شخصیت انسان دارائی مانند طلا ست که باید محفوظ بماند از دسترس همۀ جاهلان و بی خردان ؟پس در اینحال خصوصیاتِ همنشین شکل می گیرد تا مسیر گم نشود و راه صحیح مسیر هدایت باشد. راه صحیح راه ائمه است . راه بذل و ایثار است . فراموشی ندارد. هر ساله محرم برنامه آدم سازی ودرس گذشت و ایثار را به ما می آموزد . محرم درس عشق است. درس نور است .درس ایثار و شهادت است. درس عزّت ووقار اسلام است.طالب انسانهای عاقل است و با جهل مبارزه می کند . جنود عقل در برابر جنود جهل تا مسیر شناخت عزّت و بزرگی و مجد برای همه معرفی گردد پیامش این است هرکه خود را شناخت خدایش راشناخته است! شعار ما شعار زینب سلام الله علیها ست."  ما رأیتُ الا جمیلا"

 



برچسب‌ها: شخصیت, سازی,
زندگی براساس عدالت نه بر پایه هوی و هوس
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در سه شنبه پنجم شهریور 1398 | بدون نظر

)

معنای کنز- نقدینه-" وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ":

جای هیچ تردید نیست که قوام اجتماعی بشربرمبادله مال وعمل بوده وهست. آنچه از بحث های اقتصادی بدست می آید این استکه انسانهای اولی معاوضه و مبادلاتشان تنها روی اجناس صورت می گرفته ، و متوجه نبوده اند که بغیر این صورت امکان پذیر هست.مثلا یک نفر نانوا از نانی که خود می پخته بقدر قوت خود و خانواده اش بر می داشته و زائد بر آن را با پارچه ای در دست نساج و اجناس دیگری که هر یک در دست فرد معینی درست می شده معاوضه می کرده و برای صاحبان حرفه های دیگر همانا خرید و فروش و مبادله و معاوضه بوده است؛ و به جهت اختلاف در کیفیت و کمیّت اجناس ، همین معنا سبب شد که پای قیمت و ارزیابی اجناس به میان آید. در میانه اجناس نایاب به پاره ای از فلزات از قبیل طلا و نقره و مس برخورده آنرا مقیاس سنجش ارزشها قرار دادند و در نتیجه طلا و نقره و مس بصورت نقدینه هائی در آمدند که ارزش خودشان ثابت وارزش هر چیز دیگری با آنها تعیین می گردید.تا آنکه طلا مقام اول را و نقره مقام دوم و سایر فلزات قیمتی مقامهای بعدی را حیازت کردند و از آنها سکه های سلطنتی و دولتی زده شد، و به نامهای دینار و درهم و فلس و نام های دیگر....طولی نکشید که سکّه های طلائی و نقره ای مقیاس اصلی قیمتها شده وهر عملی با آنها تقویم و ارزیابی شد و نوسانهای حوائج زندگی همه با آن دو منتهی گردید و آندو ملاک دارائی و ثروت شدند و بگونه ای شد که اگر امر آنها مختل شود حیات اجتماعی مختل می گردد، و اگر معامله آنها در جریان باشد معاملات سایر اجناس جریان پیدا می کند و اگر در آنها متوقف شود در سایر اجناس نیز متوقف می گردد. امروزه این وظیفه راکه نقدین در مجتمعات بشری از حفظ قیمت اجناس و عملها و تشخیص نسبت میانه آنها بعهده دارد، اوراق رسمی از قبیل پوند و دلار و اسکناس و چک و سفته های بانکی عهده گرفته است ودر تعین قیمت اجناس و اعمال و تشخیص نسبتهائی که میانه آنهاست رل نقدین را بازی می کند ، بدون اینکه خودش قیمتی جدا گانه داشته باشد و بعبارت دیگر تقریبأً می توان گفت اینها قیمت هر چیزی را معلوم می کنند و لکن خودشان قیمت ندارند. ما در دو جنگ جهانی اخیر بچشم خود دیدیم که بطلان اعتبار پول، در پاره ای کشورها مانند منات در روسیۀ تزاری و مارک در آلمان چه بلا ها و مصائبی ببار آورد و با سقوط ثروت چه اختلالی در حیات آن جوامع پدید آمد ، حال باید دانست که اندوختن و دفینه کردن پول و جلوگیری از انتشار آن در میان مردم عینأ همین مفاسد و مصائب را ببار می آورد.گفتار امام باقر(ع) که فرمود: خدا آنها را برای مصلحت خلق درست کرد تا بوسیلۀ آن شئون زندگی و خواسته هایشان تأمین شود ، اشاره بهمین معنا است. آری اندوختن و احتکار پول؛ مساوی با لغویت ارزش اشیاء و بی اثر گذاردن پولی است که احتکار شده ، چه اگر احتکار و حبس نمی شد بقدر وسعش در زنده نگاه داشتن و به جریان انداختن معاملات و گرم کردن بازار در اجتماع اثر می گذاشت، و بی اثر کردن آن با تعطیل کردن بازار برابر است و معلوم است با رکود بازار حیات جامعه رکود پیدا می کند.البته اشتباه نشود ما نمی خواهیم بگوییم پول را در صندوقها و یا بانک و یا مخزن دیگری که برای اینکار درست شده نباید گذاشت ، چه این حرف با عقل سلیم جور نمی آید زیرا حفظ اموال قیمتی و نفیس و نگهداری آن از تلف شدن از واجبات است. بلکه مقصود ما این است که نباید پول را در گنجینه حبس کرد و از جریانش در مجرای معاملات و اصلاح گوشه ای از شئون زندگی و رفع حوائج ضروری جامعه از قبیل سیر کردن گرسنگان و سیراب ساختن تشنگان و پوشاندن برهنگان و سود بردن کاسبان و کارگران و زیاد شدن خود آن سرمایه و معالجه مرضاء وآزاد ساختن اسیران و نجات دادن بدهکاران و رفع پریشانی بیچارگان و اجابت استغاثۀ مضطران و دفاع از حوزه و حریم کشور و اصلاح مفاسد اجتماعی دریغ ورزید.ترک انفاقهای مستحب در شئون مختلف زندگی از قبیل زناشوئی و خوراک و پوشاک و اکتفاء کردن بقدر واجب شرعی و ضروری و عقلی آنها چه اختلالی در نظام زندگی وارد می سازد ، اختلالی که به هیچ قیمتی نتوان جبران نمود.برطبق آیه فوق می توان به این استدلال رسید که کنز اموال موضوع انفاقات مستحبه را هم مانند انفاقات واجبه از بین می برد.  

دراسلام هیچ زمامداری نمی تواند از بیت المال حتی بیش از مقدار واجب و حداقل زندگیش را بر دارد تا چه رسد به اینکه همه بیت المال را بخود و یا بیکی از خاندان خود اختصاص دهد و آنها را گنجینه کند و یا مانند امپراطورهای ایران و روم کاخها بالا برده برای خود دربار و درباریانی درست کند. چون بنا بر گفته رسول خدا(ص) مال مال خدا است و مختص به احدی نیست و نباید در راه عزّت و قوه و قدرت وسیطره احدی انفاق شود ، تنها مورد انفاقش راه خداست. دفن کردن مال یا جلوگیری از انفاقِ اموالی که در بازارها دردست مردم جریان دارد دو حرام است ولی دفن کردن اموال ،یک گناه زائدی دارد و آن همچنان که گفته شد این استکه خیانت نسبت به زمامدار وولی امر مسلمین نیز هست.(علامه طبا طبائی – المیزان ذیل آیه مذکور)



برچسب‌ها: زندگی, احتکار, نقدینگی,
اسباب و انگیزه های حسد:
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در شنبه دوم شهریور 1398 | بدون نظر

 

اسباب و انگیزه های حسد:

1-    عداوت و بغض ؛که از بزرگترین سببهای حسد است؛چرا که هر فردی ، نسبت به رنج و گرفتاری دشمن خود شادمان می شود. چرا؟ بخاطر اینکه وقتی انسانی مورد غضب و آزار و اذیّت کسی قرار گیرد کینه در وجودش شکل می گیرد و این کینه سرانجام به انتقام می انجامد پس حسد ملازم بغض و عداوت و از آن دو خارج نمی شود .

2-    تکبر؛ وآن این است که در طبعش رفعت بر بعضی از مردمان باشد و توقع داشته باشد به سبب آن برایش منقاد و مطیع باشند و این صفت اکثر اهل کفر است بخصوص نسبت به رسول خداوند چنانچه می گفتند: چگونه غلامی یتیم و فقیر از ما پیش می افتد؟ "کیف یتقّدم علینا غلامٌ یتیم...؟ و قرآن می فرماید: " وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَٰذَا الْقُرْآنُ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ(زخرف 31) و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندی) از این دو شهر (مکه و طائف) ناز ل نشده است؟

3-   تعجّب؛آن هنگامی است که مورد حسد ، در نزد حاسد حقیر باشد ، و نعمت رسیده به او بزرگ و او از رسیدن مانند او به نعمتی چنان شگفت زده شده به حسد روی می آورد و طالب زوالش شود و از این دسته است حسد امّتها نسبت به پیامبرانشان : قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا(یس/15) - وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ(مومنون/34) و اگر از بشری همانند خودتان اطاعت کنید، مسلّماً زیانکارید .آنها از رسیدن کسانی مانند خودشان به مرتبۀ وحی و رسالت تعجّب کرده و حسد می کردند بی آنکه قصدی برای تکبّر یا ریاست و یا عداوت و یا غیره اینها ازعوامل حسد را واجد باشند.

4-   خوف از فوت مقصدها؛ وآن خاص دو نفری است که هر دو چیزی واحد را طلب کنند. از این رو ، هر یک از آن دو، در رسیدن به مقصود به آن دیگری حسد خواهد نمود، از آن جهت که انحصار خواهی مانند حسد دو هوو نسبت به هم در مسائل زناشویی و حسد دانشجویان به همدیگر در خصوص یک استاد و جلب نظر او و نیز حسد نمودن ندیمان پادشاه در باریابی به منزلت و جایگاه در نزد او و نیز حسد نمودن اهل وعظ و فقیهان یک شهر در رسیدن به قبول و کسب مال، اگر غرضشان آن باشد.

5-   دوست داشتن ریاست و جاه و مال؛از این روی ، کسی که نام وشهرت را دوست داشته ،خواهان ستایش است،تا "وحید دهر" و" فرید عصر"در فنّش بخوانند ، و یا از حیث شجاعت ، یا از حیث علم و یا از حیث عبادت، و یا از حیث صناعت و یا از حیث جمال و غیر آن مشهور گردد، اگر چنین به گوشش برسد که در دورترین نقطۀ دنیا نظیرش برایش پیدا شده آن ناراحتش می کند و نسبت به مرگ و یا زوال نعمتی شخص که در آن موضوع با او شریک است شادمانی نشان می دهد تا در نهایت در فنّش از همگان برتر و در مدحش از صفتش متفّرد و یگانه باشد.

6-   خُبث نفس و شُح و بخلش به خیر بندگان خدا؛ همانا تو در زوایای عالم، کسانی را پیدا می کنی که از گرفتاری و سختی و مصیبت بندگان خداوندی شادمان شده و مسرور گشته ،از راحتی و نیکو حالی و گشایش معاش شان دچار حزن و ناراحتی می شوند ، این چنین فردی ، هرگاه چیزی از ناراحتی و اضطراب مردمان و بیچارگی و تنگنا و تنگی معیّشت آنها می شنود ، به جهت خُبث درون و رذالت طبع احساس انبساط و شادمانی ، برایش دست می دهد هر چند که در بین شان سابقۀ عداوت و حتّی آشنایی هم نبوده ؛ در حالش از رسیدن جاه یا مال ومانند اینها تفاوتی ایجاد نکند. هم چنین هر گاه خوشی حال و انتظام امور یکی از بندگان خداوندی را می نگرد ،برایش سخت و دشوار می آید هر چند نه نقضی برایش متوّجه شود نه ضرری؛ پس او نسبت به نعمتهای خداوند بر بندگانش بخل می ورزد ، بی هیچ قصدی و غرضی و یا تصوّر اینکه نعمت به او منتقل شود، پس همانا آن ، از خبث نفس و پستی طبع ناشی می شود، از این روست که علاج آن به شدّت سخت است ، چرا که سبب خُبث طبع و حقارت ذات است و مداوای مقولۀ ذاتی و چیزی که مقتضای طبع است ،بس مشگل می باشد برخلاف هر چیزی که از سببهای عارضی حسادت می شود.این عوامل و عواملی بیشتر از آنها، گاه در یک نفر جمع می شود و سبب نیرومند شدن حسد در او می گردد، تا به آن حدّ که نمی تواند پنهانش کند و از این رو عداوت خود را آشکار می کند و گاه آن "حسد" چنان قوی می شود که آرزو می کند هر نعمتی را که نزد کسی می بیند ، آن از او زایل شده ، به او اختصاص بیابد. این چنین شخص به واقع دارای "جهل" و"حرص" است چرا که آرزو دارد تمام نعمتها و خیر هایی که مردمان همه دارند ، به تنهایی بر او باشد ، امری که بی تردید، محال است، اگر هم ممکن باشد ، بهره گیری از آن همه نعمت ممکن نیست، چه او اگر مریض نمی بود، آرزویی این چنین را در سر نمی پرورد، و اگر عالم بود و جاهل نبود چنین آرزویی را با قوۀ عقلش از خود دفع می کرد. در هر حال حسد مجرد آرزو کردن، زوال نعمت است و بس.



برچسب‌ها: حسد, و, انگیزه های آن,
تادیب نفس - ادب کردن نفس
+ نویسنده فاطمه پورشفیع در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1398 | بدون نظر

 

تأدیب نفس:

رسول خدا(ص) فرمود: حسِّن خُلقَکَ یخَفِّف الله حسابک (البحار 77/194/11-71/383/120) اخلاقت را نیکو گردان خداوند حساب تو را سبک می کند.

رسول خدا(ص) فرمود: اُمتّی ثلاثة  أَثلاث ، فثُلثُ یدخلون الجنةَ بغیر حساب و لا عذاب و ثُلث یحاسبون حسابأً یسیراً ثّمَ یدخلون الجنّة و ثُلث یُمحّصّون و یُکشفون (کنزالعمال 3031-34522)

امت من به سه قسم تقسیم می شوند ؛ یک سوم بدون حساب و عذاب به بهشت می روند . یک سوم اندکی حسابرسی می شوند و سپس وارد بهشت می شوند و یک سوم دیگر گداخته و خالص می شوند.

اگر نفس انسان به آداب الهی مؤدّب نشود صاحب آن هیچگاه به عالم معنا راه پیدا نخواهد کرد. امام علی(ع)فرمود: هر که خود را در مقام پیشوایی مردم قرار دهد باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد و پیش از آنکه به زبانش تربیت کند، تربیت را با رفتار خود نشان دهد  و کسی که آموزگار و مربّی خود باشد بیشتر سزاوار بزرگداشت است تا کسی که آموزگار و مربی دیگران باشد.(نهج البلاغه حکمت 73) در تعالیم انسان ساز اسلام رسیدگی به حساب نفس از وظایف تمام مسلمانان است . اولیای گرامی اسلام ضمن روایات متعددی به پیروان خود اکیداَ توصیه نموده اند که به حساب های خود برسید ، از عیوب و نقایصی که دارید آگاه شوید و خویشتن را اصلاح نمایید، پیش از آن که مرگتان فرا رسد و فرصت خودسازی از دستتان برود و سرانجام مأمورین  باری تعالی در محکمۀ عدل الهی به حسابتان رسیدگی نمایند.کسانی که طالب سعادت ابدی هستند و می خواهند انسان زیست کنند باید در هر شبانه روز دوبار به حساب نفس خود برسند . بکارهای ناروایی که مرتکب شده اند توجه کنند و با دقت سود و زیان آن را بسنجند و اولیای دین انجام این وظیفه مقدّس وانسان ساز را أکیدأً به مسلمانان توصیه نموده اند.

 

 

 



برچسب‌ها: تأدیب, نفس,
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...